منوی اصلی
دانستنیهای علمی
لطفا برای استفاده راحت تر، با کامپیوتر های شخصی وارد وبلاگ ما شوید و یا گوشی را عمودی نگه دارید!
  • میلیاردها جرم آسمانی در شب وجود دارند اما برخی از آنها شناخته شده‌تر از برخی دیگرند. بیشتر این اجرام ستاره‌ها هستند که نسبت به دیگر اجرام بسیار درخشان‌تر بوده و برای چشم غیر مسلح قابل مشاهده می‌باشند. به همین دلیل بیشتر آنها در طول تاریخ توسط بشر مشاهده و مطالعه شده‌اند و بیشترشان در فولکلورهای باستانی دارای جایگاه خاصی می‌باشند. در اینجا لیستی از ستارگانی که در آسمان شب قابل مشاهده‌ و شناخته‌تر می‌باشند را می‌بینند.
    ستاره‌ی قطبی-پولاریس(Polaris)
    پولاریس که به ستاره‌ی شمالی (و همچنین ستاره‌ی قطبی و گاهی نیز به ستاره‌ی راهنما) نیز معروف است چهل و پنجمین ستاره‌ی درخشان در آسمان شب است. این ستاره بسیار به قطب شمالی آسمان نزدیک است و به همین دلیل است که برای قرن‌ها به عنوان ابزاری در ناوبری در نمیکره‌ی شمال مورد استفاده قرار گرفته است. نام علمی این ستاره آلفا Alpha ursaeMinoris است چرا که ستاره‌ی آلفا در صورت فلکی دب اصغر است.
    این ستاره بیش از ۴۳۰ سال نوری از زمین فاصله دارد اما درخشندگی آن به حدی است که از روی زمین به راحتی قابل مشاهده است. این ستاره علاوه بر اینکه یک ابرغول سفید است در واقع منظومه‌ای سه تایی شامل یک ستاره‌ی اصلی پولاریس Aa و دو ستاره‌ی کوچکتر پولاریس Ab و پولاریس B می‌باشد. این منظومه و دو  ستاره‌ی دیگر که فاصله‌ی بیشتری دارد باهم یک منظومه‌ی چند ستاره‌ای می‌سازند. پولاریس همیشه ستاره‌ی قطبی نبوده است و دلیل آن حرکت محور زمین در طول هزاران سال است اما تا زمانی که محور زمین از ستاره‌ی قطبی دور شود به عنوان ستاره‌ی راهنمای ما باقی می‌ماند.



    این ستاره چون یک ستاره‌ی متغییر دلتا قیفاووسی است- ستارگانی که به صورت شعاعی می‌تپند و تغییرات آنها در دما و قطر سبب تغییرات در درخشندگی آنها می‌شود- فاصله‌ی آن تا خورشید مورد تجدید نظر قرار گرفته است. مقالات علمی بسیاری پیشنهاد می‌کنند که ممکن است ۳۰ درصد به منظومه‌ی شمسی نزدیکتر از مقدار پیش‌بینی شده‌ی پیشین باشد. در نتیجه فاصله‌ی تخمین زده شده‌ی آن از منظومه‌ی شمسی به حدود ۲۳۸ سال نوری کاهش می‌یابد. توجه داشته باشید که هر چه ستارگان به پولاریس نزدیک‌تر باشند، دایره‌ی گردش آنها کوچک‌تر است. ستارگانی که در لبه‌های تصویر قرار دارند بزرگترین دایره‌ها را درست می‌کنند.

    ستاره شباهنگ(Sirius)
    این ستاره درخشان‌ترین ستاره آسمان شب است و در صورت فلکی سگ بزرگ واقع شده که به ستاره‌ی سگ نیز معروف است. Sirius که کلمه‌ای یونانی است به معنای درخشان یا داغ است. این ستاره که برای چشم غیر مسلح روشن‌ترین ستاره به نظر می‌رسد در واقع یک منظومه‌ی دوتایی ستاره‌ای شامل یک ستاره‌ی Sirius A و یک ستاره‌ی کوتوله سفید کم‌نور به نام Sirius B است.



    دلیل درخشندگی بسیار زیاد این ستاره در آسمان ترکیب درخشندگی و فاصله‌ی آن است- این ستاره با فاصله‌ی ۶٫۸ سال نوری یکی از نزدیکترین ستارگان زمین است و در واقع در حال نزدیکتر شدن نیز می‌باشد. دانشمندان انتظار دارند که تا ۶۰۰۰۰ سال دیگر نیز به نزدیک شدن به زمین ادامه می‌دهد و پس از آن دوباره از زمین دور می‌شود.
    در مصر باستان این ستاره نشان‌دهنده‌ی نزدیک بودن طغیان رود نیل بود. طلوع شباهنگ برای یونانیان نشانه‌ی آغاز روزهای گرم تابستانی بود. برای ساکنان جزایر پلی‌نزی در نمیکره‌ی جنوبی به معنای نزدیک شدن زمستان و ستاره‌ای مهم در ناوبری در اقیانوس آرام بود.

    منظومه آلفا قنطورس(Alpha Centauri)
    این ستاره که به  Rigel Kent و  Toliman نیز معروف است درخشان‌ترین ستاره در صورت فلکی جنوبی قنطورس و سومین ستاره‌ی درخشان در آسمان است. این ستاره نزدیک ترین منظومه‌‌ی ستاره‌ای به زمین است که در فاصله‌ی حدود ۴ سال نوری از ما قرار دارد. آلفا قنطورس مشابه با ستاره قطبی و شباهنگ در واقع یک منظومه‌ی چند ستاره‌ای است که شامل آلفا قنطورس ای، بی و پروکسیما قنطورس می‌باشد.



    آلفا قنطورس ای بر اساس طبقه‌بندی طیفی یک کوتوله‌ی سفید است که جرمی برابر با ۱۱۰ درصد جرم و روشنایی برابر با ۱۵۱٫۹ درصد خورشید ما دارد. آلفا قنطورس بی یک زیرغول نارنجی با ۹۰٫۷ درصد جرم و ۴۴٫۵ درصد روشنایی خورشد است. پروکسیما قنطوری کوچکترین ستاره در میان این سه ستاره یک کوتوله‌ی قرمز است که جرم آن ۰٫۱۲ برابر خورشید است و نزدیکترین ستاره از این منظومه‌ی ستاره‌ای به ما است.
    رابرت هیو، کاشف انگلیسی اولین اروپایی بود که نوشته‌هایی در مورد آلفا قنطورس از او به جا مانده است. او در کتاب خود به نام Tractatus de Globis در سال ۱۵۹۲ به این ستاره اشاره می‌کند. در سال ۱۶۸۹ ستاره شناس جین ریچارد وجود یک ستاره دوم در این منظومه را تائید کرد. پروکسیما قنطورس در سال ۱۹۱۵ توسط رابرت اینز اسکاتلندی، مدیر  رصدخانه‌ی ژوهانسبورگ، کشف شد. ستاره‌شناسان در سال ۲۰۱۲ سیاره‌ای به اندازه‌ی زمین را در اطراف آلفا قنطورس بی کشف کردند. این سیاره‌ که به آلفا قنطورسی Bb نامگذاری شده است بسیار به ستاره‌ی آلفا قنطورس نزدیک است و بنابراین بسیار گرم بوده و امکان پشتیبانی از حیات بر روی آن وجود ندارد.

    ستاره ابط‌الجوزا یا آلفای شکارچی(Betelgeuse)
    این ستاره‌ که یک ابرغول قرمز درخشان است حدود ۶۵۰ سال نوری از زمین فاصله دارد. این ستاره که به آلفا شکارچی نیز معروف است در صورت فلکی شکارچی به راحتی قابل تشخیص است. نام این ستاره عربی است که به معنی دست شکارچی می‌باشد. مارگاریتا کاروسکا و همکارانش از مرکز اخترفیزیک هاروارد-استیمسونیان در سال ۱۹۸۵ اکتشاف دو سیاره که به دور این ستاره می‌گردند را اعلام کردند.



    این ادعا هرگز ثابت نشد اما احتمال وجود این سیاره‌ها به صورت یک احتمال جذاب باقی ‌مانده است. آنچه درباره‌ی این ستاره برای ستاره‌شناسان جذاب است این است که زمانی به یک ابرنواختر تبدیل خواهد شد. این واقعه به قدری عظیم است که برای مردم روی زمین هم قابل مشاهده خواهد بود. گرچه زمان دقیق رخ دادن آن ممکن است نامعلوم باقی بماند.

    ستاره بتای شکارچی یا رِجل‌الجَبّار(Rigel)

    این ستاره که به بتای شکارچی معروف است ۷۰۰ تا ۹۰۰ سال نوری از ما فاصله دارد. بتای شکارچی درخشان‌ترین ستاره در صورت فلکی شکارچی و هفمین ستاره‌ی درخشان در آسمان شب است. این ستاره نیز که به نظر می‌رسد یک ابرغول آبی باشد در واقع یک منظومه‌ی چند ستاره‌ای می‌باشد. ستاره‌ی بتای شکارچی A یک ابرغول سفید-آبی است که ۲۱ برابر خورشید ما است و همچنین درخشش آن ۱۲۰۰۰۰ برابر درخشش خورشید است.



    پای شکارچی بی یک منظومه‌ی دو ستاره‌ای می‌باشد که شامل دو زیرغول سفید-آبی است. بتای شکارچی B جرمی ۲٫۵ برابر خورشید و بتای شکارچی C جرمی ۱٫۹ برابر خورشید دارد. بتای شکارچی از سال ۱۸۳۱ که ستاره‌شناس آلمانی به نام F.G.W استرووه آن را اندازه‌گیری کرد به عنوان سیستمی دوتایی تشخیص داده شده است. احتمال وجود یک ستاره‌ی چهارم بیان شده است که به نظر می‌رسد به دلیل تفسیر نادرست تغییرات ستاره‌ی اصلی باشد. بتای شکارچی A‌ یک ستاره‌ی جوان است که ۱۰ میلیون سال سن دارد. با توجه به اندازه‌ی آن به نظر می‌رسد در پایان عمر آن به ابرنواختر تبدیل شود.

    ستاره نسر واقع یا کرکس نشسته(Vega)

    نسر واقع که به کرکس نشسته نیز مشهور است ستاره‌ی آبی درخشان دیگری است که در صورت فلکی کم نور شلیاق قرار دارد. این ستاره همراه با دُنب در صورت فلکی ماکیان و کرکس پرنده در صورت فلکی عقاب مثلث تابستانی را در نیم‌کره‌ی شمالی تشکیل می‌دهند. این ستاره درخشان‌ترین ستاره‌ی صورت فلکی شلیاق و پنجمین ستاره‌ی درخشان در آسمان شب و همچنین دومین جسم نوران در نیمکر‌ه‌ی شمالی آسمان پس از ستاره سِماک رامِح(Arcturus) است. ستاره‌ی کرکس نشسته ۲٫۱ برابر خورشید است. این ستاره همراه با ستاره‌ی سِماک رامِح و شباهنگ از درخشان‌ترین ستارگان در همسایه‌ی ما به شمار می‌آیند. این ستاره در فاصله‌ی ۲۵  سال نوری از زمین قرار گرفته است.
    پس از خورشید، کرکس نشسته اولین ستاره‌ای بود که تصویربرداری شده و طیف آن ثبت شد. همچنین یکی از اولین ستارگانی است که از طریق اندازه‌گیری اختلاف منظر اندازه‌گیری شد و به عنوان پایه‌ای برای کالیبراسیون مقیاس روشنایی فتومتریک استفاده می‌شود. تاریخچه‌ی وسیع مطالعه‌ی این ستاره باعث شده تا به عنوان دومین ستاره‌ی مهم آسمان پس از خورشید شناخته شود.
    ستاره‌ی کرکس نشسته بر اساس مشاهداتی که نشان‌دهنده‌ی انتشار بیش از حد اشعه‌ی فروسرخ می‌باشند، به نظر می‌رسد دارای یک قرص پیرا-ستاره‌ای باشد. این گرد و غبار به نظر می‌رسد نتیجه‌ی برخورد بین دو جرم در یک دیسک در حال چرخش بوده باشد. به همین دلیل ستارگانی که به دلیل قرص پیرا-ستاره‌ای، پرتو فروسرخ بیش از حد انتظار منتشر می‌کنند ستارگان مشابه با کرکس نشسته(Vega-like) نامیده می‌شوند. کرکس نشسته هزاران سال پیش ستاره‌ی قطبی بوده است و مجددا در حدود سال ۱۳۷۲۷ ستاره‌ی قطبی خواهد شد.

    خوشه‌ ستاره ای پروین(Pleiades)
    خوشه‌ی ستاره ای پروین که به هفت خواهر نیز معروف است و در لیست مسیه، ام ۴۵ نامگذاری شده است در واقع یک خوشه‌ی ستاره‌ای است که در صورت فلکی ثور جای گرفته است. خوشه‌ی پروین در فاصله‌ی ۴۴۴ سال نوری از خورشید ما قرار گرفته است و یکی از نزدیکترین خوشه‌های ستاره‌ای به زمین است که برای چشمان غیر مسلح به راحتی قابل مشاهده است. اگرچه هفت ستاره‌ی بزرگ آن به وضوح قابل مشاهده است اما این خوشه در واقع شامل ۱۰۰۰ ستاره‌ی تایید شده و چندین منظومه‌ی دوتایی تایید نشده است.



    شعاع هسته‌ی این خوشه حدود ۸ سال نوری است درحالی که لایه‌های بیرونی ۴۳ میلیون سال نوری اندازه گرفته شده است. این خوشه شامل تعداد بسیار زیادی ستاره‌ی داغ آبی است در حالی که کوتوله‌های قهوه‌ای که جرمشان کسری از جرم خورشید است حدود ۲۵ درصد این خوشه را تشکیل می‌دهند. سن این خوشه حدود ۷۵ و ۱۵۰ میلیون سال تخمین زده شده است و به آرامی در حال حرکت در جهت پای صورت فلکی شکارچی می‌باشد. خوشه‌ی پروین در فرهنگ‌های مختلف از جمله یونان باستان، آسیا و .. معانی متفاوتی دارد.

    ستاره قلب‌العقرب(Antares)
    این ستاره که به آلفای عقرب و Antares نیز شناخته می‌شود یک ابرغول سرخ و یکی از بزرگترین و درخشان‌ترین ستارگان در آسمان شب است. Antares که واژه‌ای یونانی است به معنای رقیب مریخ و به دلیل قرمز بودن این ستاره به آن داه شده است. مکان این ستاره به دائره البروج بسیار نزدیک است. دائره البروج مسیر حرکت ظاهری سالانهٔ خورشید نسبت به زمین، بر روی کره سماوی است.



    جرم این ابرغول ۱۷ برابر، قطر آن ۸۵۰ برابر و درخشندگی آن ۱۰۰۰۰ برابر خورشید ما است و به همین دلیل است که با وجود فاصله‌ی ۵۵۰ سال نوری از زمین با چشم غیر مسلح قابل دیدن است. آخرین تخمین‌ها عمر این ستاره را ۱۲ میلیون سال به دست آورده‌اند.
    قلب‌العقرب هفتدهمین ستاره‌ی درخشان آسمان شب و درخشان‌ترین ستاره در صورت فلکی عقرب است که با چشم غیر مسلح قابل مشاهده است. دبران ، قلب‌الاسد،  فم‌الحوت همراه با قلب‌العقرب ستارگان سلطنتی پارسی نامیده می‌شوند.  ایرانیان بر این باور بودند که آسمان به چهار منطقه تقسیم می‌شود و هر منطقه توسط یکی از چهار ستاره سلطنتی محافظت می‌شود.

    ستاره‌ی سهیل یا آلفای شاه تخته(Canopus)
    این ستاره که با نام آلفای شاه تخته هم شناخته می‌شود یک غول سفید است که درخشان‌ترین ستاره در صورت فلکی جنوبی شاه‌تخته و دومین ستاره‌ی درخشان آسمان شب است. این ستاره در فاصله‌ی ۳۰۰ سال نوری از زمین قرار گرفته است. نام Canopus  از یکی اسطوره‌ی یونان باستان گرفته شده است. گرچه این ستاره برای یونانیان و رومیان باستان قابل مشاهده نبود اما برای مصریان باستان و مردمان ناواهو، چین و  هند و آریایی‌ها شناخته شده بود.
    در ادبیات ودایی این ستاره نماد‌ عالمی مورد احترام به نام آگاستیا در مذهب هندو می‌باشد که در ۶ یا ۷ قرن پیش از میلاد می زیسته است. برای چینی‌ها این ستاره با نام ستاره‌ی مرد کهنسال شناخته می‌شود و توسط ستاره شناسی چینی به نام یی زینگ در سال ۷۲۴ میلادی بر روی نقشه نشان داده شد. این ستاره در قرن هفتم میلادی توسط دانشمندان اسلامی به نام سهیل نامگذاری شد. مردمان بدوی نقب و سینا نیز این ستاره را به نام سهیل می‌شناختند و همراه با ستاره‌ی پولاریس برای مسیریابی در شب استفاده می‌شده است. برای اروپاییان اولین باری که این ستاره مورد توجه قرار گرفت در سال ۱۵۹۲ و بود که رابرت هیو در کتاب خود مشاهداتش از این ستاره را همراه با آلفا قنطورس و آخرالنهر ثبت کرد.
    او اینگونه به این ستارگان اشاره می‌کند: «سه ستاره از قدر یک وجود دارند که در تمام نقاطی که تا کنون از انگلیس دیده نشده بودند توانستم آنها را رصد کنم. اولین ستاره از این سه ستاره سهیل نام دارد. دومی  در آخر جوی و سومی در پای راست قنطورس قرار دارد.» سفینه‌های فضایی از این ستاره به دلیل درخشش زیاد نسبت به ستارگان اطرافش برای جهت یابی استفاده می‌کنند.
    آخرین ویرایش: سه شنبه 20 تیر 1396 18:02
    ارسال دیدگاه
  • A.Arjmand یکشنبه 18 تیر 1396 13:25 نظرات ()
    ترس احساسی معمولاً ناخوشایند اما طبیعی است که در واکنش به خطراتِ واقعی ایجاد می‌شود.
    ترس را از اضطراب، که معمولاً بدون وجود تهدید خارجی رخ می‌دهد، باید جدا دانست. علاوه بر این ترس به رفتارهای خاصِّ فرار و اجتناب مربوط است، در حالی که اضطراب، ناشی از تهدیدهایی خواهد بود که مهارناپذیر و غیرقابل اجتناب تلقی می‌شوند.

    Image result for fear

    ترس معمولاً با درد ارتباط دارد. مثلاً کسی از ارتفاع می‌ترسد، چه، اگر در افتد آسیب جدی خواهد دید یا حتی خواهد مرد. بسیاری از نظریه‌پردازان، چون جان برودس واتسن و پال اکمن، پیش نهاده‌اند که ترس یکی از چند احساس بنیادین و فطری است (نظیر شادمانی و خشم). ترس از سازوکارهای بقا است و معمولاً در پاسخ به یک محرک منفی خاص روی می‌دهد.
    کسی که می‌ترسد بسته به شرایط، ممکن است یکی از عکس العمل‌های زیر را بروز دهد:

    فریاد کشیدن: فریاد کشیدن عموماً در مردان و جیغ زدن در زنان اولین عکس العمل در برابر عامل ترس است. فریاد را صدایی با بسامد پایین و شدت صوت بالا و جیغ را صدایی با بسامد بسیار زیاد و شدت معمولی تعریف می‌کنیم.
    صدایی که شدت بالا یا بسامد بالا دارد در اکثر مواقع باعث ترس موجود مهاجم خواهد شد و به سود افراد است. همچنین جیغ کشیدن در جوامع انسانی نوعی درخواست کمک نیز محسوب می‌شود.
    همچنین اگر حیوانی قصد حمله به انسان را داشت پیشنهاد شده‌است انسان از این برتری ذاتی خود استفاده کند، انسان‌ها، میمون‌ها و پرندگان موجوداتی هستند که از این واکنش بیشتر استفاده می‌کنند.
    واق واق سگ هم نوع پیشرفته آن به حساب می‌آید و وقتی سگ قصد ترساندن مهاجم را دارد از آن استفاده می‌کند نه وقت حمله. صدای واق واق سگ شدت صوت بسیار بالایی دارد و یکی از مؤثر ترین روش‌ها برای ترساندن مهاجم است به همین دلیل توصیه اکید شده است از نگهداری سگ در خانه‌ای که زن باردار در آن حضور دارد خودداری کنید.
    حمله آنی: اگر به طور ناگهانی با عامل خطرساز مواجه شوید ممکن است بلافاصله به آن حمله‌ور شوید. این بسیار کارساز است.

    فرار کردن: فرار کردن از موجود مهاجم اگر سرعت و مهارت دویدن شما بهتر است ایده بسیار خوبی است. همچنین وقتی قدرت کافی برای مقابله با مهاجم را نداشته باشید. اکثر موجودات مانند پرندگان، چهارپایان گیاهخوار و حشرات از این روش استفاده می‌کنند.
    بیهوش شدن: بیهوش شدن حالتی شبیه مردن است که باعث عدم تحریک غریزه کشتن در مهاجم می‌شود. در طبیعت معمولاً حیوانات وحشی نظیر خرس و شیر از خوردن حیوانی که قبلاً مرده است خودداری می‌کنند.
    انسان‌ها، دوزیستان و گونه‌های خاصی از پرندگان این عکس العمل را دارند.
    هراس:
    ترس شدید یا بیمارگونه که در روانشناسی به هَراس، هراس‌زدگی (به انگلیسی: phobia)، فوبی یا فوبیا شهرت دارد عبارت است از نوعی بیمارگونه و پایدار از ترس در فرد که باعث اختلال در زندگی روزمره وی می‌شود. بر خلاف ترس معمولی که واکنشی زودگذر و طبیعی به یک عامل خطرناک خارجی است، هراس بیشتر ترس از قرار گرفتن در یک موقعیت خطرناک است مانند ترس از پرواز یا ماشین‌سواری. در برخی موارد، فرد هرگز در تماس با چیزی که از آن می‌ترسد نبوده‌است .
    هراس‌زدگی، ترس نامعقول و شدید از یک موضوع، یک موقعیت یا یک شیئ است. در واقع با اینکه فرد می‌داند ترسش نامعقول است ولی توانایی کنترل آن را ندارد و اگر در معرض آنچه که از آن «هراس» دارد، قرار بگیرد موجی از اضطراب، ترس شدید و حتی وحشت‌زدگی بر او چیره می‌شود و این تجربه چنان برایش ناخوشایند است که سعی می‌کند همیشه از آن مورد «هراس آور» دوری کند. در میان اختلال اضطراب، «فوبیاها» از همه شایع ترند. سالانه ۷٫۸ ٪ از بزرگ‌سالان آمریکایی از یکی از انواع هراس‌زدگی رنج می‌برند و هراس‌های بیمارگونه، شایع‌ترین اختلال روانشناختی در میان زنان و دومین اختلال شایع در میان مردان سنین بالای ۲۵ سال است.
    ترس یک واکنش طبیعی بشر هنگام مواجهه با خطر است که هدف محافظتی دارد. هنگام مواجهه با خطر، دستگاه عصبی سمپاتیک با ترشح آدرنالین آمادگی «مبارزه یا فرار» را ایجاد می‌سازد. آدرنالین موجب افزایش ضربان قلب و جریان خون در عضلات بدن می‌شود و در نتیجه فرد می‌تواند در شرایط اضطراری بهتر عکس العمل نشان دهد. همچنین میزان قند خون نیز بالا می‌رود. در چنین شرایطی، جسم و روح آماده عمل است. پس در موقعیت‌های خطرناک، ترس، طبیعی و حتی مفید است. اما فوبیا، ترس بیمارگونه یی است که به شدت مبالغه آمیز و حتی توهمی است.
    علت واقعی این اختلال ناشناخته‌است. علت احتمالی آن عبارتست از یک واکنش یادگرفته شده (ساخته شده در ذهن) مثلاً ناشی از تماس با فرد دیگری دارای ترس مشابه، یا داشتن تجربه یک ترس اولیه که همراه با یک شیئی یا موقعیت خاص بوده‌است. یکی از عللی که میتواند عامل ترس موهومی باشد تجربه ای در دوران کودکی است.ترسی که در ضمیر ناهشیار شخص پنهان است.
    آخرین ویرایش: یکشنبه 18 تیر 1396 20:58
    ارسال دیدگاه
  • A.Arjmand شنبه 17 تیر 1396 22:08 نظرات ()
    در یک مطالعه پژوهشگران دانشجویان هنر و علوم اجتماعی را بررسی کردند. نتیجه جالب بود. کسانی که از نظر تصویری خلاق‌تر بودند، اختلالات خواب گزارش کرده بودند و گفتنه بودند که این مسئله باعث می‌شود در طول روز نتوانند آن‌طور که باید کار کنند. در مقابل کسانی که خلاقیت کلامی داشتند بیشتر می‌خوابیدند. این افراد معمولا دیر به رختخواب می‌رفتند و دیرتر هم بیدار می‌شدند.

    Related image

    درواقع افراد با این دو نوع خلاقیت الگوی خواب متفاوتی دارند. نقطه‌ی قوت این نظریه این است که نشان می‌دهد مکانیسم‌های روان‌شناختی در پردازش و بیان خلاقیت بصری و کلامی متفاوت است.
    یکی از این رویکردها برای توصیف خلاقیت بر اساس این چهار ویژگی است: سیال بودن (توانایی تولید یک طیف بزرگ و متنوع از ایده‌ها) انعطاف‌پذیری (توانایی تغییر بین الگوهای مختلف فکری برای تولید ایده‌های متنوع) اصالت (تولید ایده‌های منحصربه‌فرد مرتبط) بسط دادن (توانایی پیشبرد هر ایده به‌صورت مجزا و با جزئیات).
    دکتر Tamar Shochat و Neta Ram-Vlasov که از فارغ‌التحصیل هنر درمانی خلاقانه است این پژوهش را با همکاری انستیتو خواب و دپارتمان روانشناسی انجام دادند. این پژوهشگران نشان دادند که چطور دو نوع خلاقیت (کلامی و بصری) بر جنبه‌های مختلف خواب مثل مدت و کیفیت آن در افراد خلاق موثر است.

    Image result for dreaming

    ۳۰ دانشجو از هفت انستیتو دانشگاهی در این پژوهش شرکت داشتند. نیمی از آن‌ها فقط کار هنری انجام می‌دادند و نیمی فقط درگیر علوم اجتماعی بودند. از این افراد تست‌های خلاقیت بصری و کلامی گرفته شد. خواب آن‌ها هم یک‌به‌یک در آزمایشگاه خواب مشاهده و بررسی شد.
    نتایج نشان داد که سطح بالای خلاقیت بصری با کیفیت پایین خواب رابطه دارد. این بدخوابی‌ها بر کارهای روزانه هم تأثیر منفی دارد. کسانی هم که خلاقیت کلامی بالایی داشتند بیشتر از افراد عادی می‌خوابیدند. آن‌ها شب‌ها تا دیروقت نمی‌توانستند بخوابند و صبح هم دیرتر بیدار می‌شدند.
    مقایسه‌ی خواب دانشجویان هنر و غیر هنر نشان داد دانشجویان هنر بیشتر می‌خوابند ولی این مسئله به کیفیت خواب آن‌ها مرتبط نمی‌شد.
    این احتمال وجود دارد که خلاقیت بصری بالا باعث می‌شود فرد بیش از اندازه هوشیار و گوش به زنگ باشد که باعث اختلال خواب می‌شود. از طرف دیگر ممکن است خواب طولانی افراد خلاق فرآیند خلاقیت را هنگام بیداری تسهیل کند.
    این یافته‌ها شواهدی هم بر این مسئله است که خلاقیت یک مفهوم واحد نیست و مکانیسم‌های مغزی بیشتری در خلاقیت بصری فعال می‌شود.
    آخرین ویرایش: یکشنبه 18 تیر 1396 13:22
    ارسال دیدگاه
  • در سال ۲۰۰۹، شرکت جیمز دایسون (James Dyson)، که به ساخت جاروبرقی شهرت دارد، وسیله‌ای جدید به نام Air Multiplier را روانه بازار کرد. این وسیله در واقع یک پنکه بود ولی پنکه‌ای بدون پره. همان‌طور که همه دیده‌ایم، این پنکه یک حلقه است که بر روی یک استوانه قرار گرفته و تنها چند سانتی‌متر عمق دارد.
    Image result for Bladeless fan

    اولین باری که این وسیله را می‌بینید اصلاً تصور نمی‌کنید که بتواند شما را خنک کند چون هیچ بخش متحرکی در آن دیده نمی‌شود. ولی وقتی که پنکه را روشن می‌کنید، از حلقه آن باد خارج می‌شود. حال سؤال اینست که این پنکه بدون پره چگونه کار می‌کند؟
    در پایه استوانه‌ای این پنکه یک موتور بدون جاروبک وجود دارد. این موتور هوا را به درون مکش می‌کند و از طریق حلقه‌ بالایی به بیرون می‌راند و در نهایت از طریق سوراخ‌های حلقه خارج می‌شود.

    Air Multiplier دقیقاً یک پنکه بدون پره نیست. این پنکه دارای پره می‌باشد ولی درون استوانه پایه آن قرار گرفته است. یک موتور الکتریکی پره‌های درونی این وسیله را می‌چرخاند تا هوا را به درون دستگاه بکشد. وقتی هوای مکش شده به درون حلقه بالایی می‌رسد، حلقه همانند یک سطح شیب‌دار عمل کرده و جریان هوا را به سمت‌ سوراخ‌های خروجی هدایت می‌کند.
    برای اینکه فرآیند مکش و فوت کردن باد قابل توجهی ایجاد کند، باید موتور بسیار قدرتمند باشد که مصرف برق زیادی می‌طلبد و صدای زیادی هم ایجاد می‌کند. به همین دلیل باید مکانیزمی برای افزایش هوای خروجی در نظر گرفته شود.
    این مشکل به لطف قوانین فیزیکی inducement and entrainment برطرف می‌شود. وقتی موتور هوا را به داخل می‌کشد، در پشت پنکه خلاء ایجاد شده که موجب هجوم هوا به درون پنکه می‌شود. در هنگام خروج هم مولکول‌های هوا حرکت یکدیگر را هم‌افزایی می‌کنند. بدین طریق حجم هوای خروجی ۱۵ برابر توان مکش موتور است. این مسأله موجب می‌شود که هوای خروجی پنکه بدون پره یکنواخت و مطبوع‌تر از هوای چرخشی پنکه‌های سنتی باشد.
    نسل اول این پنکه‌ها سر و صدای زیادی داشت . شرکت دایسون ۶۰ میلیون دلار هزینه کرد و ۶۵ مهندس را به خدمت گرفت تا پس از ساخت ۶۴۰ نمونه مختلف بالاخره مشکل را حل کند. بخشی از مشکل صدا به دلیل اعوجاج هوا بود. با استفاده از میکروفون‌های پیشرفته و رنگ‌آمیزی هوا با دود، مهندسان موفق شدند به دقت مناطق پر سر و صدا را شناسایی کنند.
    سپس مهندسان سوراخ‌های هلمهولتز در پایه‌ی فن ایجاد کردند. سوراخ های هلمهولتز اصلا چیزی عجیبی نیست. این سوراخ‌ها درست مشابه اثر گوش ماهی است وقتی که آن را در گوش خود قرار می‌دهید و صدای دریا را می‌شنوید. بله درست است. میلیونها دلار خرج شد تا یکی از تفریحات دوران کودکی ما، مشکل یکی از ابداعات مهندسی چند سال اخیر را حل کند. علت شنیده شدن صدای دریا در گوش ماهی، چرخش هوا در آن می باشد. وقتی این سوراخ‌ها را در پایه‌ی پنکه بدون پره ایجاد کردند، همانند صدا خفه کن، صدای پنکه را از بین بردند. شرکت‌های اتومبیل‌سازی از این تکنیک برای کم کردن صدای اگزوز استفاده می‌کنند.
    آخرین ویرایش: شنبه 17 تیر 1396 21:50
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 33 1 2 3 4 5 6 7 ...