علم و علم آموزی
سه شنبه 28 بهمن 1393 ساعت 14:05 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
علم و علم آموزی:

Image result for science

موضوع تحقیق حاضر با عنوان علم و علم آموزی از دیدگاه قرآن و سنت، پژوهشی است، پیرامون جایگاه و فضیلت علم و علم آموزی که با استمداد از متون دینی اسلامی صورت گرفته است. محقق، در این رساله بر آن است تا با رویکردی متفاوت و با هدف ایجاد انگیزه، تقویت روحیه ی صبر، تلاش و پشتکار در بین طلاب به تبیین همه جانبه ی جایگاه علم و آثار و آفات آن بپردازد. تحقیق حاضر در چهار فصل به بررسی موضوعات ذیل پرداخته است: در فصل اول ابتدا مفهوم علم، تبیین و پس از آن انواع علوم سودمند در سه محور آیه ی محکمه، فرضیه ی عادله و سنت قائمه بررسی شده است. در فصل دوم، با استناد به آیات و روایات، علم از بهترین کمالات و بزرگترین فضیلت ها بر شمرده شده است. برتری عالم بر عابد و علم بر ثروت، در روایات بیانگر جایگاه ارزشمند علم در اندیشه ی اسلامی است. در فصل سوم به اثراتی که علوم الهی و مورد رضایت پروردگار، می تواند داشته باشد اشاره شده است که در این فصل هم از بعضی آیات و روایات بهره گرفته شده است، که می توان به بعضی آثار علم و علم آموزی همچون: دسترسی به حکم و حکمت، رسیدن به خشیت، انجام صله ی رحم، صحه گذاشتن عقل بر علم و دانش، حق دستور، شغل انبیاء، پاداش فراوان معلم، والاترین کرامت الهی نسبت به بشر اشاره کرد. در فصل چهارم به آفات علم و علم آموزی اشاره شده است مانند توکل نکردن بر خدا ، ریا و سمعه ، مجادله ، عجب ، پیروی از شیطان ، عدم اخلاص در نیت، حسد، تکبر ، دنیاگرایی. روش تحقیق بنیادی و توصیفی است و جمع آری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است. نتایج تحقیق : علم و علم آموزی، عمل به علم، از دیدگاه قرآن و سنت دارای فضیلت زیادی است. همچنین علوم سودمند، از نظر روایات شامل آیه ی محکمه، فرضیه عادله و سنت قائمه می باشد. شخصیت دهی به انسان ، رسیدن به خلوص نیت ، ایمان به خدا و ارتقاء درجه از جمله آثار علم و علم آموزی می باشد . ریا ، سمعه ، تکبر ، حسد و مجادله نیز از آفات علم و علم آموزی می باشد . واژگان کلیدی : فضیلت ، علم ، آثار ، آفات.



برچسب‌ها: علم , علوم ,

ساختار علم
سه شنبه 28 بهمن 1393 ساعت 14:03 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
ساختار علم:
Image result for science
مفهوم علم، داراى تعاریف اصطلاحى متعددى است که تفکیک آنها از یکدیگر در این مباحث ضرورت دارد. بر حسب اینکه آیا مسائل و قضایاى علم باید کلى باشند، یا مى ‏توانند شخصى هم باشند; آیا باید ناظر به واقع باشند یا مى‏ توانند جنبه اعتبارى و قراردادى داشته باشند .


برچسب‌ها: علم , علوم ,

ابزار نگارى در علوم
سه شنبه 28 بهمن 1393 ساعت 13:55 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
ابزار نگارى در علوم :

Related image

این نظر، درست نقطه مقابل نظر پیشین است. طرفداران آن منکر وجود «موجودات نظرى ‏» اند یا فرض هاى نظرى مربوط به آنها را ساخته ‏هاى هوشمندانه ‏اى مى ‏دانند که اوصاف اشیاء و پدیده‏ هاى مشاهده ‏پذیر را به نحوى که از لحاظ صورى ساده و راحت است ، توصیف و پیشگویى مى ‏کنند». ابزارانگاران احتجاج مى ‏کنند که چون حواس ما نمى‏ توانند ادعاهاى مربوط به هویات مشاهده ‏ناپذیر را اثبات کنند، نظریه ‏هاى راجع به این امور را نمى ‏توان چیزى بیش از ابزارهایى براى مرتب و ملخص کردن ادعاهاى مشاهده‏اى به حساب آورد ... نباید این نظریه‏ ها را واقعا متضمن گزارشى از واقعیت‏ بدانیم برخلاف گزاره اخبارى ابزار، چیزى براى « گفتن ‏» ندارد ». از وجوه دیگرى که براى تایید این نظر، مورد استناد قرار گرفته ، این است که «هر مجموعه ه‏ایی از یافته‏ هاى تجربى را ، هر چه هم غنى و گسترده ‏تر باشد ، على الاصول مى‏ توان تحت قانون ها یا نظریه ‏هاى مختلف درآورد ... ، اما وقتى دو نظریه بدیل ، مثل نظریه‏ هاى ذره‏اى و موجى نور، پیش از آزمایش هاى قاطع قرن نوزدهم بتوانند مجموعه واحدى از پدیده ‏هاى تجربى را به یک اندازه توضیح دهند، اگر براى موجودات نظرى مفروض در یکى « وجود واقعى‏ » قائل شویم باید موجودات نظریه دیگر را هم که به کلى با آنها متفاوتند ، واقعى بدانیم. بنابراین، نمى‏ توان براى هیچیک از موجوداتى که در این دو نظریه فرض مى ‏شود، وجود واقعى قائل شد ». در پاسخ به این استدلال ها گفته مى ‏شود که دو نظریه مختلف ، علاوه بر توضیحى که در مورد پدیده‏ هاى مورد نظر مى‏ دهند، نتایج دیگرى هم دارند که مى ‏توانیم آن نتایج را به محک آزمون بزنیم و درستى یکى از آن دو را اگر در واقع یکى از آنها درست‏ باشد، بر پایه آزمون دریابیم. البته « هیچگاه با قطع و یقین نمى ‏توان درستى فرضیه معینى را ثابت کرد; نمى‏ توان ثابت کرد که موجودات وضع شده آن واقعى ‏اند، اما این حرف ، عیبى را که تنها گریبان گیر ادعاى ما درباره موجودات نظرى باشد، برملا نمى‏ کند، بلکه یکى از ویژگی هاى عمومى هر نوع معرفت تجربى را بیان مى ‏دارد». با این همه، ظاهرا کسى مدعى وجود تمایزى قاطع و روشن بین مفاهیم نظرى و مفاهیم تجربى نشده است و عواملى مانند رشد عصرى علم و عمق و وسعت اطلاعات تجربه‏ گرا را در این تفکیک ، دخیل دانسته‏اند. فى المثل کسى که شیمى نمى ‏داند، اسید سولفوریک را هم « قابل مشاهده‏ » نمى ‏یابد و یا کلمه « هوا » براى عامه مردم ، امروزه مطابقى مشاهده‏ پذیر دارد ، در حالیکه براى فیلسوفان پیش از سقراط ، یک تصور تئوریک پر چون و چرا بود ... از این گذشته ، پاره‏یى از تصورات که بى‏ چون و چرا تئوریک‏اند ، مانند « جرم الکترون ‏» به نحوى قابل تعریف عملى مى ‏باشند. چون مى ‏توان اوضاعى تجربى را تصویر و تحدید کرد که در آن الکترون حاضر باشد و شخص بتواند جرم آن را اندازه بگیرد ». در یک ارزیابى کلى مى‏ توان گفت ، تا آنجا که خصلت نظرى مفاهیم مذکور به رشد عصرى علم و فقدان وسایل لازم براى تحقیق و آزمایش مربوط مى‏ شود، واقعه گرایى قابل دفاعتر به نظر مى‏ رسد. بدین لحاظ ، دانشمندى که از این مفاهیم استفاده مى‏ کند ، آنها را همچون حدس هایى در مورد واقعیت‏ خارجى به کار مى‏ گیرد که هر چند در زمان کنونى از حیث تجربى تحقیق ‏پذیر نیستند ، اما ممکن است در آینده با پیشرفت ابزار تحقیق ، خصلت نظرى خود را از دست داده به صورت مفاهیم تجربى درآیند. همچنین ، شایان توجه است که ابزارانگارى در ابتدا نه به عنوان نگرشى مرتکز در اذهان دانشمندان که آن را در نظریه‏ پردازیهاى خود مفروض بگیرند، بلکه اساسا به عنوان واکنشى در قبال مساله تعارض علم و دین و احتمالا توجیهى براى موارد ابطال نظریه‏هاى علمى مطرح گردیده است و لذا مى ‏توان آن را نگرشى دانست که خود را بر اذهان طرفدارانش به ناچار تحمیل نموده است. نکته شایان اهتمام در پایان این قسمت آن است که واقعگرایان و ابزارانگاران على‏ رغم اختلاف نظر در بحث‏شان معرفتى مفاهیم نظرى، بر این مطلب ظاهرا اتفاق دارند که این مفاهیم را اذهان خلاق دانشمندان ، ساخته و پرداخته مى‏کند و همان‏طور که گذشت، نداشتن، مطابق محسوس در تعریف آنها اخذ شده است. در نتیجه هیچگونه محدودیتى از لحاظ سنخ و منشا پیدایش این مفاهیم در کار نیست. بله، این شرط معتبر است که نظریات مشتمل بر این مفاهیم ، دست‏کم به لحاظ نتایج و آثارشان ، قابلیت آزمون تجربى را دارا باشند ; یعنى بتوان از آنها فرضیه‏ هایى آزمون‏ پذیر استخراج کرد. لذا مجال وسیعى براى استفاده از مفاهیم نظرى دینى در ساختن نظریه ‏هاى علمى ظاهر مى‏ گردد. همان چیزى که مجوز ورود مفاهیمى مانند انرژى ، نیروى جاذبه ، امواج رادیویى ، میدانهاى مغناطیسى ، خود ، فراخود ، سائق‏هاى غریزى و ساختهاى اجتماعى به قلمرو علوم است، به ما این امکان را مى ‏دهد که از مفاهیمى مانند عقل ، فطرت ، نفس اماره ، نفس لوامه ، خشوع و قساوت قلب در نظریه‏سازى استفاده کنیم ، بدون آنکه مرتکب خطایى منطقى شده باشیم. شایان ذکر است که در خود منابع دینى ، اشارات فراوانى به عوامل پیدایش ، تقویت ، تضعیف و زوال امور مذکور و نیز نشانه ‏هاى آنها صورت گرفته است که این امر مى ‏تواند شرط استنتاج فرضیه‏ هاى قابل آزمون را تا حد زیادى تامین کند. البته این ادعا ممکن است قدرى غریب به نظر آید ولى منشا غرابت و نامانوس بودن آن چیزى نیست جز پذیرفته شدن دیدگاه اصالت عمل در حوزه علوم انسانى. این دیدگاه که در حوزه علوم طبیعى با استقبال چندانى روبرو نشد، در حوزه علوم انسانى، بر عکس، بیشترین تاثیر را به جا گذاشت. « در این علوم تاکید بسیار شده است که استعمال الفاظ در فرضیه‏ها یا نظریه‏ها باید ملاک روشن عملیاتى داشته باشد. فرضیه هایى از این قبیل که باهوشترها معمولا از لحاظ علمى متلون‏تراند، یا اینکه میان قدرت ریاضى و قدرت موسیقایى رابطه محکمى وجود دارد، قابل آزمون عینى نیستند، مگر اینکه براى استعمال الفاظ دخیل در آنها ملاکهاى روشنى موجود باشد». مى‏توان محروم شدن علوم انسانى از تفکر نظرى را یکى از عوامل دخیل در عدم پیشرفت آنها به موازات علوم طبیعى دانست. در علوم طبیعى تاکید مى‏شود که «اگر ما توجه خود را به مطالعه جنبه‏ هایى از جهان که مستقیما مشاهده کردنى یا اندازه گرفتنى ‏اند منحصر مى ‏کردیم و سعى مى ‏کردیم این جنبه ‏ها را به کمک قانون هایى تبیین کنیم که بر حسب مشاهده‏ پذیرها بیان مى ‏شوند ، کوشش ما چندان با موفقیت همراه نمى ‏شد ; زیرا قانون هایى که در سطح مشاهداتى تدوین و تنسیق مى ‏شوند فقط به طور تقریبى و در حوزه محدودى برقرارند، اما با توسل به موجودات و رویدادهایى که در پس رویه آشنا و متعارف قرار دارند و با ابداع نظریه‏ ها مى ‏توان به توضیحى بسیار جامع تر و دقیق تر دست‏ یافت‏». در مقابل ، در علوم انسانى هر چه از دوران پیشگامانى مانند مارکس ، دورکیم ، وبر ، تونیس ، پارتو ، فروید و ... فاصله مى ‏گیریم و به دهه ‏هاى اخیر نزدیک تر مى‏ شویم ، خلا مفاهیم و چارچوب هاى نظرى عام بیشتر احساس مى ‏شود و اندکى تامل در محتواى فرضیه‏ هاى جدیدتر علوم انسانى کافى است تا نشان دهد این فرضیه ‏ها معمولا چیزى جز تعمیمات قضایاى شخصى نیستند. از همین جا مى ‏توان دریافت که چرا تحقیقات متاخر در علوم انسانى در مقایسه با تحقیقات پیشگامان این علوم ، تا حد زیادى کم‏ مایه‏تر و داراى نفوذ کمترى هستند.

تاییدپذیرى : در این قسمت عمدتا به نظر آیر مى‏ پردازیم. مقصود وى از اثبات‏ پذیرى ضعیف آنست که بتوان احتمال صحت‏یک گزاره را به وسیله تجربه اثبات کرد. مفاد اثبات‏ پذیرى ضعیف این است که « براى آنکه هر گزاره (S) به لحاظ معرفتى ، معنادار باشد ، باید مجموعه‏اى از گزاره‏هاى مشاهدتى پایه (O۱,O۲,...,On) در کار باشد، به نحوى که (S) باعث تایید یا اعطاى درجه‏اى از احتمال ب (S) شود. آیر در چاپ اول کتاب خود «زبان، منطق و حقیقت (۱۹۳۶این صورتبندى را ارائه کرد. به اعتقاد او، هر گزاره‏اى اثبات‏پذیر و در نتیجه معنادار است اگر بتوان از آن یک یا چند گزاره مشاهدتى استنتاج کرد، گر چه این استنتاج به ضمیمه مقدمات اضافى مشخصى صورت گیرد، مشروط به اینکه گزاره‏هاى مزبور از این مقدمات دیگر به تنهایى قابل استنتاج نباشد. بر این اساس، گزاره‏هاى نظرى در علوم تجربى، اثبات‏پذیر خواهند بود». آیر در چاپ دوم کتابش تعدیلاتى در این صورتبندى انجام داد. در عین حال نتوانست آن را از گزند اعتراضات بعدى مصون نگاه دارد. کارناپ و همپل نیز تلاش کرده‏اند تفسیر مناسب و متقن ‏ترى از تاییدپذیرى به دست دهند. این دو با تاکید بر صورتبندى زبان تجربى و تفسیر فنى ویژگیهاى صورى این زبان، در پى تبیین این امر بوده‏اند که فقط گزاره‏هایى که بتوان آنها را در قالب زبان تجربى بیان کرد، به لحاظ معرفتى ، معنادار به حساب مى‏ آیند. نکته شایان توجه در این تفسیر از تایید پذیرى آن است که معنادارى یک گزاره را منحصر به امکان تایید خود آن گزاره نکرده ‏اند، بلکه امکان حصول درجه‏اى از تایید را براى خود گزاره یا نقیض آن در این جهت، کافى دانسته ‏اند. به هر تقدیر، کار این دو نیز با اعتراضاتى مواجه شده است، از جمله اینکه نتوانسته‏ اند تعریف مشخص و قابل قبولى از زبان «تجربى‏» ارائه دهند. ب- در این قسمت دوم، بحث را بر گزاره‏ها و تصدیقات علمى متمرکز مى ‏کنیم. این بحث در پاره‏اى از کتابهاى فلسفه علم با عنوان معیار تمییز (بین علم و غیر علم) مطرح گردیده است. بر طبق تعریف پوپر، مقصود از مساله تمییز، «یافتن معیار یا ضابط ه‏اى است که علوم تجربى را در یک طرف بنشاند و ریاضیات و منطق را در کنار نظامهاى «متافیزیکى‏» در طرف دیگر». این تعریف، واکنشى است‏به تعریف پوزیتویست هاى منطقى که مقصود از این مساله را یافتن معیارى براى جدا کردن گزاره‏هاى معنادار از گزاره‏هاى بى‏ معنا مى‏ دانستند. از نظر پوزیتویست هاى منطقى «تمامى گزاره ‏هاى حقیقى یکى از این دو صورت را دارند: یا تحلیلى (همانگویى)اند و یا قابل اثبات تجربى; جملاتى که نه تحلیلى و نه قابل اثبات تجربى باشند، حقیقتا بى ‏معنا یا مهمل هستند». بر این اساس، نقطه افتراق دو تعریف فوق، در گزاره‏هاى متافیزیکى و مانند آن ظاهر مى ‏شود. پوزیتویست هاى منطقى، گزاره‏هاى متافیزیکى را به این دلیل که نه تجربى ‏اند و نه تحلیلى، مهمل تلقى مى ‏کنند، در حالیکه پوپر آنها را گزاره‏هاى معنادار غیر علمى به شمار مى ‏آورد. اما گزاره‏هاى منطقى و ریاضى به دلیل تحلیلى بودنشان، گزاره‏هایى یقینى هستند و بر طبق هر دو تعریف، گزاره‏هاى معنادار به حساب مى ‏آیند. اکنون باید به بررسى معیارهایى بپردازیم که براى جدا ساختن گزاره‏هاى علوم تجربى از سایر گزاره‏ها ارائه شده ‏اند. ۱. اثبات‏پذیرى: این معیار تمییز که توسط پوزیتویستهاى منطقى مطرح شده «معادل آن است که ...همه گزاره‏هاى علمى را «به تمام معنا داورى ‏پذیر» بشماریم; یعنى بپذیریم که صورت این گزاره‏ها چنان است که هم اثبات و هم ابطال آنها منطقا میسر است. شلیک از این رو مى ‏گوید: « ... هر گزاره اصیل باید به تمام معنا اثبات‏ پذیر باشد». وایسمان از این هم روشن تر مى ‏گوید: «گزاره‏اى که هیچ راهى براى تعیین صدقش یافت نشود، هیچ معنایى ندارد; زیرا معنى هر گزاره همانا روش اثبات آن گزاره است‏». در ارتباط با این معیار، دو تمایز مطرح مى‏شود. نخست، تمایز بین اثبات‏پذیرى نظرى (یا على الاصول) و اثبات‏ پذیرى عملى و دیگرى تمایز بین اثبات‏ پذیرى شدید یا قطعى و اثبات‏ پذیرى ضعیف یا احتمالى. در مورد اول گفته مى ‏شود که اگر اثبات‏ پذیرى عملى را معیار بدانیم، باید بسیارى از قضایاى ناظر به واقع را به دلیل فقدان وسایل مورد نیاز براى انجام مشاهدات لازم، به عنوان فرضیه‏ هاى بى ‏معنا از قلمرو علم خارج کنیم مثلا مى ‏توان در مورد اوضاع کهکشانى یا وجود حیات در کرات دیگر گزاره‏هایى مطرح کرد که به علت فقدان ابزار تحقیق لازم، در زمان کنونى غیر قابل تحقیق اند ولى اینها گزاره‏هایى هستند که طریقه اثبات شان را مى‏ شناسیم; مى ‏توان وضعیتى را تصور کرد که در آن انجام مشاهده امکان‏پذیر باشد. بدین لحاظ مى‏ توان گفت گزاره‏هاى مزبور، على الاصول اثبات‏ پذیرند هر چند بالفعل قابل آزمون نیستند و همین اندازه براى اینکه گزاره‏هاى معنادار و علمى به حساب آیند، کافى است. در مورد دوم، عده‏اى از پوزیتویست هاى منطقى از جمله شلیک و وایسمان اثبات‏ پذیرى شدید یعنى امکان اثبات قطعى را به عنوان معیار معنادارى و علمى بودن معرفى کرده‏اند. به موجب این نظر، «براى این که هر گزاره (S) به لحاظ معرفتى، معنادار باشد، باید مجموعه محدود و منسجمى از گزاره‏هاى مشاهدتى پایه (O۱,O۲,On) در کار باشد، به نحوى که ( و آن نیز مستلزم (S) باشد. از اعتراضات اصلى به این معیار آن است که گزاره دقیقا کلى یعنى گزاره‏اى که مشتمل بر تعداد نامحدودى از نمونه ‏هاست (مثلا هر یک از قوانین علمى) به لحاظ منطقى با حاصل جمع تعداد محدود گزاره‏هاى مشاهدتى برابر نیست و از این رو، قابل اثبات قطعى نیست. همچنین پیشفرض این معیار آن است که گزاره‏هاى مشاهدتى قابل اثبات قطعى ‏اند; زیرا در غیر این صورت، اصلا هیچ گزاره‏اى حتى گزاره‏اى که به لحاظ منطقى با مجموعه محدود گزاره‏ هاى مشاهدتى برابر است، قابل اثبات قطعى یا به لحاظ معرفتى، معنادار نخواهد بود». به منظور احتراز از اشکالات وارده، آ. ج. آیر اثبات‏ پذیرى ضعیف را معیار مناسب براى تجربى بودن گزاره‏ها دانسته است. با توجه به اینکه این معیار، با معیار آتى یعنى تایید پذیرى ، فرق جوهرى ندارد، در ذیل عنوان تایید پذیرى ، آن را مطرح مى ‏کنیم


برچسب‌ها: علوم , علم ,

دانستنیهای علمی
یکشنبه 12 بهمن 1393 ساعت 14:46 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
دانستنیهای علمی :
Image result for science

  • آیا میدانید قدمت انرژی تاریک در فضا به ۹ میلیارد سال میرسد.
  • آیا میدانید تعداد چینی‌های که انگلیسی بلدند، از آمریکایی‌های که انگلیسی بلدند،بیشتر است.
  • آیا میدانید کره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد.
  • آیا میدانید یک نوع پشه وجود دارد که در ثانیه ۱۰۰۰ بار بال میزند.
  • آیا میدانید مورچه در مایکروویو زنده میماند.آیا میدانید وزن ۱ قاشق چایخوری از سیاه چاله ها ۲ میلیارد تن است.
  • آیا میدانید اگر اکسیژن هوا بیشتر بود حشرات بزرگتر و یک سنجاقک به اندازه یک شاهین میشد.
  • آیا میدانید هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه  month  هم قافیه نمی‌شود.
  • آیا میدانید انسان‌های راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش ازچپ دست‌ها عمر می‌کنند.
  • آیا میدانید بطور متوسط ، مردم آنقدر از عنکبوتها میترسند که نمیتوانند آنها را بکشند.
  • آیا میدانید تمامی خرس‌های قطبی چپ ‌دست هستند.
  • آیا میدانید طولانی ترین لباس عروس دنیا به طول ۱۰ متر است.
  • آیا میدانید فقط یک نفر از ۱ میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر می‌کند.
  • آیا میدانید فاصله سطح کره زمـیـن تـا مـرکز آن حدود ۶۳۷۰ کیلومتر است.
  • آیا میدانید اثر سیب در بیـدار نـگـهـداشتن افـراد در شـب بـیشـتر از قـهــوه و کافئین است.
  • آیا میدانید تعداد چشمان عقربها به ۱۲ عدد میرسد.
  • آیا میدانید نوشابه های زرد رنگ زیان بارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند.آیا میدانید تقریبا نیمی از کل نشریات جهان در دو کشور آمریکا و کانادا منتشر میگردند.
  • آیا میدانید که دروان حاملگی کرگدن نیز به ۴۹۰ روز است.
  • آیا میدانید هر فرد هنـگام غــذا خوردن بطور مـتـوسط ۲۹۵ بار عمل بلعیدن را انجام می دهد.





 
نویسندگان
نظر سنجی
چه مطالبی بیشتر در این وبلاگ قرار بگیرد؟(نوجه:امکان انتخواب چند گزینه وجود دارد!)






دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

ابزار تلگرام