علم و علم آموزی
سه شنبه 28 بهمن 1393 ساعت 13:05 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
علم و علم آموزی:

Image result for science

موضوع تحقیق حاضر با عنوان علم و علم آموزی از دیدگاه قرآن و سنت، پژوهشی است، پیرامون جایگاه و فضیلت علم و علم آموزی که با استمداد از متون دینی اسلامی صورت گرفته است. محقق، در این رساله بر آن است تا با رویکردی متفاوت و با هدف ایجاد انگیزه، تقویت روحیه ی صبر، تلاش و پشتکار در بین طلاب به تبیین همه جانبه ی جایگاه علم و آثار و آفات آن بپردازد. تحقیق حاضر در چهار فصل به بررسی موضوعات ذیل پرداخته است: در فصل اول ابتدا مفهوم علم، تبیین و پس از آن انواع علوم سودمند در سه محور آیه ی محکمه، فرضیه ی عادله و سنت قائمه بررسی شده است. در فصل دوم، با استناد به آیات و روایات، علم از بهترین کمالات و بزرگترین فضیلت ها بر شمرده شده است. برتری عالم بر عابد و علم بر ثروت، در روایات بیانگر جایگاه ارزشمند علم در اندیشه ی اسلامی است. در فصل سوم به اثراتی که علوم الهی و مورد رضایت پروردگار، می تواند داشته باشد اشاره شده است که در این فصل هم از بعضی آیات و روایات بهره گرفته شده است، که می توان به بعضی آثار علم و علم آموزی همچون: دسترسی به حکم و حکمت، رسیدن به خشیت، انجام صله ی رحم، صحه گذاشتن عقل بر علم و دانش، حق دستور، شغل انبیاء، پاداش فراوان معلم، والاترین کرامت الهی نسبت به بشر اشاره کرد. در فصل چهارم به آفات علم و علم آموزی اشاره شده است مانند توکل نکردن بر خدا ، ریا و سمعه ، مجادله ، عجب ، پیروی از شیطان ، عدم اخلاص در نیت، حسد، تکبر ، دنیاگرایی. روش تحقیق بنیادی و توصیفی است و جمع آری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است. نتایج تحقیق : علم و علم آموزی، عمل به علم، از دیدگاه قرآن و سنت دارای فضیلت زیادی است. همچنین علوم سودمند، از نظر روایات شامل آیه ی محکمه، فرضیه عادله و سنت قائمه می باشد. شخصیت دهی به انسان ، رسیدن به خلوص نیت ، ایمان به خدا و ارتقاء درجه از جمله آثار علم و علم آموزی می باشد . ریا ، سمعه ، تکبر ، حسد و مجادله نیز از آفات علم و علم آموزی می باشد . واژگان کلیدی : فضیلت ، علم ، آثار ، آفات.



برچسب‌ها: علم , علوم ,

ساختار علم
سه شنبه 28 بهمن 1393 ساعت 13:03 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
ساختار علم:
Image result for science
مفهوم علم، داراى تعاریف اصطلاحى متعددى است که تفکیک آنها از یکدیگر در این مباحث ضرورت دارد. بر حسب اینکه آیا مسائل و قضایاى علم باید کلى باشند، یا مى ‏توانند شخصى هم باشند; آیا باید ناظر به واقع باشند یا مى‏ توانند جنبه اعتبارى و قراردادى داشته باشند .


برچسب‌ها: علم , علوم ,

ابزار نگارى در علوم
سه شنبه 28 بهمن 1393 ساعت 12:55 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
ابزار نگارى در علوم :

Related image

این نظر، درست نقطه مقابل نظر پیشین است. طرفداران آن منکر وجود «موجودات نظرى ‏» اند یا فرض هاى نظرى مربوط به آنها را ساخته ‏هاى هوشمندانه ‏اى مى ‏دانند که اوصاف اشیاء و پدیده‏ هاى مشاهده ‏پذیر را به نحوى که از لحاظ صورى ساده و راحت است ، توصیف و پیشگویى مى ‏کنند». ابزارانگاران احتجاج مى ‏کنند که چون حواس ما نمى‏ توانند ادعاهاى مربوط به هویات مشاهده ‏ناپذیر را اثبات کنند، نظریه ‏هاى راجع به این امور را نمى ‏توان چیزى بیش از ابزارهایى براى مرتب و ملخص کردن ادعاهاى مشاهده‏اى به حساب آورد ... نباید این نظریه‏ ها را واقعا متضمن گزارشى از واقعیت‏ بدانیم برخلاف گزاره اخبارى ابزار، چیزى براى « گفتن ‏» ندارد ». از وجوه دیگرى که براى تایید این نظر، مورد استناد قرار گرفته ، این است که «هر مجموعه ه‏ایی از یافته‏ هاى تجربى را ، هر چه هم غنى و گسترده ‏تر باشد ، على الاصول مى‏ توان تحت قانون ها یا نظریه ‏هاى مختلف درآورد ... ، اما وقتى دو نظریه بدیل ، مثل نظریه‏ هاى ذره‏اى و موجى نور، پیش از آزمایش هاى قاطع قرن نوزدهم بتوانند مجموعه واحدى از پدیده ‏هاى تجربى را به یک اندازه توضیح دهند، اگر براى موجودات نظرى مفروض در یکى « وجود واقعى‏ » قائل شویم باید موجودات نظریه دیگر را هم که به کلى با آنها متفاوتند ، واقعى بدانیم. بنابراین، نمى‏ توان براى هیچیک از موجوداتى که در این دو نظریه فرض مى ‏شود، وجود واقعى قائل شد ». در پاسخ به این استدلال ها گفته مى ‏شود که دو نظریه مختلف ، علاوه بر توضیحى که در مورد پدیده‏ هاى مورد نظر مى‏ دهند، نتایج دیگرى هم دارند که مى ‏توانیم آن نتایج را به محک آزمون بزنیم و درستى یکى از آن دو را اگر در واقع یکى از آنها درست‏ باشد، بر پایه آزمون دریابیم. البته « هیچگاه با قطع و یقین نمى ‏توان درستى فرضیه معینى را ثابت کرد; نمى‏ توان ثابت کرد که موجودات وضع شده آن واقعى ‏اند، اما این حرف ، عیبى را که تنها گریبان گیر ادعاى ما درباره موجودات نظرى باشد، برملا نمى‏ کند، بلکه یکى از ویژگی هاى عمومى هر نوع معرفت تجربى را بیان مى ‏دارد». با این همه، ظاهرا کسى مدعى وجود تمایزى قاطع و روشن بین مفاهیم نظرى و مفاهیم تجربى نشده است و عواملى مانند رشد عصرى علم و عمق و وسعت اطلاعات تجربه‏ گرا را در این تفکیک ، دخیل دانسته‏اند. فى المثل کسى که شیمى نمى ‏داند، اسید سولفوریک را هم « قابل مشاهده‏ » نمى ‏یابد و یا کلمه « هوا » براى عامه مردم ، امروزه مطابقى مشاهده‏ پذیر دارد ، در حالیکه براى فیلسوفان پیش از سقراط ، یک تصور تئوریک پر چون و چرا بود ... از این گذشته ، پاره‏یى از تصورات که بى‏ چون و چرا تئوریک‏اند ، مانند « جرم الکترون ‏» به نحوى قابل تعریف عملى مى ‏باشند. چون مى ‏توان اوضاعى تجربى را تصویر و تحدید کرد که در آن الکترون حاضر باشد و شخص بتواند جرم آن را اندازه بگیرد ». در یک ارزیابى کلى مى‏ توان گفت ، تا آنجا که خصلت نظرى مفاهیم مذکور به رشد عصرى علم و فقدان وسایل لازم براى تحقیق و آزمایش مربوط مى‏ شود، واقعه گرایى قابل دفاعتر به نظر مى‏ رسد. بدین لحاظ ، دانشمندى که از این مفاهیم استفاده مى‏ کند ، آنها را همچون حدس هایى در مورد واقعیت‏ خارجى به کار مى‏ گیرد که هر چند در زمان کنونى از حیث تجربى تحقیق ‏پذیر نیستند ، اما ممکن است در آینده با پیشرفت ابزار تحقیق ، خصلت نظرى خود را از دست داده به صورت مفاهیم تجربى درآیند. همچنین ، شایان توجه است که ابزارانگارى در ابتدا نه به عنوان نگرشى مرتکز در اذهان دانشمندان که آن را در نظریه‏ پردازیهاى خود مفروض بگیرند، بلکه اساسا به عنوان واکنشى در قبال مساله تعارض علم و دین و احتمالا توجیهى براى موارد ابطال نظریه‏هاى علمى مطرح گردیده است و لذا مى ‏توان آن را نگرشى دانست که خود را بر اذهان طرفدارانش به ناچار تحمیل نموده است. نکته شایان اهتمام در پایان این قسمت آن است که واقعگرایان و ابزارانگاران على‏ رغم اختلاف نظر در بحث‏شان معرفتى مفاهیم نظرى، بر این مطلب ظاهرا اتفاق دارند که این مفاهیم را اذهان خلاق دانشمندان ، ساخته و پرداخته مى‏کند و همان‏طور که گذشت، نداشتن، مطابق محسوس در تعریف آنها اخذ شده است. در نتیجه هیچگونه محدودیتى از لحاظ سنخ و منشا پیدایش این مفاهیم در کار نیست. بله، این شرط معتبر است که نظریات مشتمل بر این مفاهیم ، دست‏کم به لحاظ نتایج و آثارشان ، قابلیت آزمون تجربى را دارا باشند ; یعنى بتوان از آنها فرضیه‏ هایى آزمون‏ پذیر استخراج کرد. لذا مجال وسیعى براى استفاده از مفاهیم نظرى دینى در ساختن نظریه ‏هاى علمى ظاهر مى‏ گردد. همان چیزى که مجوز ورود مفاهیمى مانند انرژى ، نیروى جاذبه ، امواج رادیویى ، میدانهاى مغناطیسى ، خود ، فراخود ، سائق‏هاى غریزى و ساختهاى اجتماعى به قلمرو علوم است، به ما این امکان را مى ‏دهد که از مفاهیمى مانند عقل ، فطرت ، نفس اماره ، نفس لوامه ، خشوع و قساوت قلب در نظریه‏سازى استفاده کنیم ، بدون آنکه مرتکب خطایى منطقى شده باشیم. شایان ذکر است که در خود منابع دینى ، اشارات فراوانى به عوامل پیدایش ، تقویت ، تضعیف و زوال امور مذکور و نیز نشانه ‏هاى آنها صورت گرفته است که این امر مى ‏تواند شرط استنتاج فرضیه‏ هاى قابل آزمون را تا حد زیادى تامین کند. البته این ادعا ممکن است قدرى غریب به نظر آید ولى منشا غرابت و نامانوس بودن آن چیزى نیست جز پذیرفته شدن دیدگاه اصالت عمل در حوزه علوم انسانى. این دیدگاه که در حوزه علوم طبیعى با استقبال چندانى روبرو نشد، در حوزه علوم انسانى، بر عکس، بیشترین تاثیر را به جا گذاشت. « در این علوم تاکید بسیار شده است که استعمال الفاظ در فرضیه‏ها یا نظریه‏ها باید ملاک روشن عملیاتى داشته باشد. فرضیه هایى از این قبیل که باهوشترها معمولا از لحاظ علمى متلون‏تراند، یا اینکه میان قدرت ریاضى و قدرت موسیقایى رابطه محکمى وجود دارد، قابل آزمون عینى نیستند، مگر اینکه براى استعمال الفاظ دخیل در آنها ملاکهاى روشنى موجود باشد». مى‏توان محروم شدن علوم انسانى از تفکر نظرى را یکى از عوامل دخیل در عدم پیشرفت آنها به موازات علوم طبیعى دانست. در علوم طبیعى تاکید مى‏شود که «اگر ما توجه خود را به مطالعه جنبه‏ هایى از جهان که مستقیما مشاهده کردنى یا اندازه گرفتنى ‏اند منحصر مى ‏کردیم و سعى مى ‏کردیم این جنبه ‏ها را به کمک قانون هایى تبیین کنیم که بر حسب مشاهده‏ پذیرها بیان مى ‏شوند ، کوشش ما چندان با موفقیت همراه نمى ‏شد ; زیرا قانون هایى که در سطح مشاهداتى تدوین و تنسیق مى ‏شوند فقط به طور تقریبى و در حوزه محدودى برقرارند، اما با توسل به موجودات و رویدادهایى که در پس رویه آشنا و متعارف قرار دارند و با ابداع نظریه‏ ها مى ‏توان به توضیحى بسیار جامع تر و دقیق تر دست‏ یافت‏». در مقابل ، در علوم انسانى هر چه از دوران پیشگامانى مانند مارکس ، دورکیم ، وبر ، تونیس ، پارتو ، فروید و ... فاصله مى ‏گیریم و به دهه ‏هاى اخیر نزدیک تر مى‏ شویم ، خلا مفاهیم و چارچوب هاى نظرى عام بیشتر احساس مى ‏شود و اندکى تامل در محتواى فرضیه‏ هاى جدیدتر علوم انسانى کافى است تا نشان دهد این فرضیه ‏ها معمولا چیزى جز تعمیمات قضایاى شخصى نیستند. از همین جا مى ‏توان دریافت که چرا تحقیقات متاخر در علوم انسانى در مقایسه با تحقیقات پیشگامان این علوم ، تا حد زیادى کم‏ مایه‏تر و داراى نفوذ کمترى هستند.

تاییدپذیرى : در این قسمت عمدتا به نظر آیر مى‏ پردازیم. مقصود وى از اثبات‏ پذیرى ضعیف آنست که بتوان احتمال صحت‏یک گزاره را به وسیله تجربه اثبات کرد. مفاد اثبات‏ پذیرى ضعیف این است که « براى آنکه هر گزاره (S) به لحاظ معرفتى ، معنادار باشد ، باید مجموعه‏اى از گزاره‏هاى مشاهدتى پایه (O۱,O۲,...,On) در کار باشد، به نحوى که (S) باعث تایید یا اعطاى درجه‏اى از احتمال ب (S) شود. آیر در چاپ اول کتاب خود «زبان، منطق و حقیقت (۱۹۳۶این صورتبندى را ارائه کرد. به اعتقاد او، هر گزاره‏اى اثبات‏پذیر و در نتیجه معنادار است اگر بتوان از آن یک یا چند گزاره مشاهدتى استنتاج کرد، گر چه این استنتاج به ضمیمه مقدمات اضافى مشخصى صورت گیرد، مشروط به اینکه گزاره‏هاى مزبور از این مقدمات دیگر به تنهایى قابل استنتاج نباشد. بر این اساس، گزاره‏هاى نظرى در علوم تجربى، اثبات‏پذیر خواهند بود». آیر در چاپ دوم کتابش تعدیلاتى در این صورتبندى انجام داد. در عین حال نتوانست آن را از گزند اعتراضات بعدى مصون نگاه دارد. کارناپ و همپل نیز تلاش کرده‏اند تفسیر مناسب و متقن ‏ترى از تاییدپذیرى به دست دهند. این دو با تاکید بر صورتبندى زبان تجربى و تفسیر فنى ویژگیهاى صورى این زبان، در پى تبیین این امر بوده‏اند که فقط گزاره‏هایى که بتوان آنها را در قالب زبان تجربى بیان کرد، به لحاظ معرفتى ، معنادار به حساب مى‏ آیند. نکته شایان توجه در این تفسیر از تایید پذیرى آن است که معنادارى یک گزاره را منحصر به امکان تایید خود آن گزاره نکرده ‏اند، بلکه امکان حصول درجه‏اى از تایید را براى خود گزاره یا نقیض آن در این جهت، کافى دانسته ‏اند. به هر تقدیر، کار این دو نیز با اعتراضاتى مواجه شده است، از جمله اینکه نتوانسته‏ اند تعریف مشخص و قابل قبولى از زبان «تجربى‏» ارائه دهند. ب- در این قسمت دوم، بحث را بر گزاره‏ها و تصدیقات علمى متمرکز مى ‏کنیم. این بحث در پاره‏اى از کتابهاى فلسفه علم با عنوان معیار تمییز (بین علم و غیر علم) مطرح گردیده است. بر طبق تعریف پوپر، مقصود از مساله تمییز، «یافتن معیار یا ضابط ه‏اى است که علوم تجربى را در یک طرف بنشاند و ریاضیات و منطق را در کنار نظامهاى «متافیزیکى‏» در طرف دیگر». این تعریف، واکنشى است‏به تعریف پوزیتویست هاى منطقى که مقصود از این مساله را یافتن معیارى براى جدا کردن گزاره‏هاى معنادار از گزاره‏هاى بى‏ معنا مى‏ دانستند. از نظر پوزیتویست هاى منطقى «تمامى گزاره ‏هاى حقیقى یکى از این دو صورت را دارند: یا تحلیلى (همانگویى)اند و یا قابل اثبات تجربى; جملاتى که نه تحلیلى و نه قابل اثبات تجربى باشند، حقیقتا بى ‏معنا یا مهمل هستند». بر این اساس، نقطه افتراق دو تعریف فوق، در گزاره‏هاى متافیزیکى و مانند آن ظاهر مى ‏شود. پوزیتویست هاى منطقى، گزاره‏هاى متافیزیکى را به این دلیل که نه تجربى ‏اند و نه تحلیلى، مهمل تلقى مى ‏کنند، در حالیکه پوپر آنها را گزاره‏هاى معنادار غیر علمى به شمار مى ‏آورد. اما گزاره‏هاى منطقى و ریاضى به دلیل تحلیلى بودنشان، گزاره‏هایى یقینى هستند و بر طبق هر دو تعریف، گزاره‏هاى معنادار به حساب مى ‏آیند. اکنون باید به بررسى معیارهایى بپردازیم که براى جدا ساختن گزاره‏هاى علوم تجربى از سایر گزاره‏ها ارائه شده ‏اند. ۱. اثبات‏پذیرى: این معیار تمییز که توسط پوزیتویستهاى منطقى مطرح شده «معادل آن است که ...همه گزاره‏هاى علمى را «به تمام معنا داورى ‏پذیر» بشماریم; یعنى بپذیریم که صورت این گزاره‏ها چنان است که هم اثبات و هم ابطال آنها منطقا میسر است. شلیک از این رو مى ‏گوید: « ... هر گزاره اصیل باید به تمام معنا اثبات‏ پذیر باشد». وایسمان از این هم روشن تر مى ‏گوید: «گزاره‏اى که هیچ راهى براى تعیین صدقش یافت نشود، هیچ معنایى ندارد; زیرا معنى هر گزاره همانا روش اثبات آن گزاره است‏». در ارتباط با این معیار، دو تمایز مطرح مى‏شود. نخست، تمایز بین اثبات‏پذیرى نظرى (یا على الاصول) و اثبات‏ پذیرى عملى و دیگرى تمایز بین اثبات‏ پذیرى شدید یا قطعى و اثبات‏ پذیرى ضعیف یا احتمالى. در مورد اول گفته مى ‏شود که اگر اثبات‏ پذیرى عملى را معیار بدانیم، باید بسیارى از قضایاى ناظر به واقع را به دلیل فقدان وسایل مورد نیاز براى انجام مشاهدات لازم، به عنوان فرضیه‏ هاى بى ‏معنا از قلمرو علم خارج کنیم مثلا مى ‏توان در مورد اوضاع کهکشانى یا وجود حیات در کرات دیگر گزاره‏هایى مطرح کرد که به علت فقدان ابزار تحقیق لازم، در زمان کنونى غیر قابل تحقیق اند ولى اینها گزاره‏هایى هستند که طریقه اثبات شان را مى‏ شناسیم; مى ‏توان وضعیتى را تصور کرد که در آن انجام مشاهده امکان‏پذیر باشد. بدین لحاظ مى‏ توان گفت گزاره‏هاى مزبور، على الاصول اثبات‏ پذیرند هر چند بالفعل قابل آزمون نیستند و همین اندازه براى اینکه گزاره‏هاى معنادار و علمى به حساب آیند، کافى است. در مورد دوم، عده‏اى از پوزیتویست هاى منطقى از جمله شلیک و وایسمان اثبات‏ پذیرى شدید یعنى امکان اثبات قطعى را به عنوان معیار معنادارى و علمى بودن معرفى کرده‏اند. به موجب این نظر، «براى این که هر گزاره (S) به لحاظ معرفتى، معنادار باشد، باید مجموعه محدود و منسجمى از گزاره‏هاى مشاهدتى پایه (O۱,O۲,On) در کار باشد، به نحوى که ( و آن نیز مستلزم (S) باشد. از اعتراضات اصلى به این معیار آن است که گزاره دقیقا کلى یعنى گزاره‏اى که مشتمل بر تعداد نامحدودى از نمونه ‏هاست (مثلا هر یک از قوانین علمى) به لحاظ منطقى با حاصل جمع تعداد محدود گزاره‏هاى مشاهدتى برابر نیست و از این رو، قابل اثبات قطعى نیست. همچنین پیشفرض این معیار آن است که گزاره‏هاى مشاهدتى قابل اثبات قطعى ‏اند; زیرا در غیر این صورت، اصلا هیچ گزاره‏اى حتى گزاره‏اى که به لحاظ منطقى با مجموعه محدود گزاره‏ هاى مشاهدتى برابر است، قابل اثبات قطعى یا به لحاظ معرفتى، معنادار نخواهد بود». به منظور احتراز از اشکالات وارده، آ. ج. آیر اثبات‏ پذیرى ضعیف را معیار مناسب براى تجربى بودن گزاره‏ها دانسته است. با توجه به اینکه این معیار، با معیار آتى یعنى تایید پذیرى ، فرق جوهرى ندارد، در ذیل عنوان تایید پذیرى ، آن را مطرح مى ‏کنیم


برچسب‌ها: علوم , علم ,

دانستنیهای علمی
یکشنبه 12 بهمن 1393 ساعت 13:46 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
دانستنیهای علمی :
Image result for science

  • آیا میدانید قدمت انرژی تاریک در فضا به ۹ میلیارد سال میرسد.
  • آیا میدانید تعداد چینی‌های که انگلیسی بلدند، از آمریکایی‌های که انگلیسی بلدند،بیشتر است.
  • آیا میدانید کره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد.
  • آیا میدانید یک نوع پشه وجود دارد که در ثانیه ۱۰۰۰ بار بال میزند.
  • آیا میدانید مورچه در مایکروویو زنده میماند.آیا میدانید وزن ۱ قاشق چایخوری از سیاه چاله ها ۲ میلیارد تن است.
  • آیا میدانید اگر اکسیژن هوا بیشتر بود حشرات بزرگتر و یک سنجاقک به اندازه یک شاهین میشد.
  • آیا میدانید هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه  month  هم قافیه نمی‌شود.
  • آیا میدانید انسان‌های راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش ازچپ دست‌ها عمر می‌کنند.
  • آیا میدانید بطور متوسط ، مردم آنقدر از عنکبوتها میترسند که نمیتوانند آنها را بکشند.
  • آیا میدانید تمامی خرس‌های قطبی چپ ‌دست هستند.
  • آیا میدانید طولانی ترین لباس عروس دنیا به طول ۱۰ متر است.
  • آیا میدانید فقط یک نفر از ۱ میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر می‌کند.
  • آیا میدانید فاصله سطح کره زمـیـن تـا مـرکز آن حدود ۶۳۷۰ کیلومتر است.
  • آیا میدانید اثر سیب در بیـدار نـگـهـداشتن افـراد در شـب بـیشـتر از قـهــوه و کافئین است.
  • آیا میدانید تعداد چشمان عقربها به ۱۲ عدد میرسد.
  • آیا میدانید نوشابه های زرد رنگ زیان بارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند.آیا میدانید تقریبا نیمی از کل نشریات جهان در دو کشور آمریکا و کانادا منتشر میگردند.
  • آیا میدانید که دروان حاملگی کرگدن نیز به ۴۹۰ روز است.
  • آیا میدانید هر فرد هنـگام غــذا خوردن بطور مـتـوسط ۲۹۵ بار عمل بلعیدن را انجام می دهد.



پزشکی :
یکشنبه 12 بهمن 1393 ساعت 13:46 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
پزشکی:

Image result for doctor tools
پزشکی :
یک دانش کاربردی است، هدف آن حفظ و ارتقاء تندرستی، درمان بیماری‌ها و بازتوانی آسیب‌دیدگان است. این منظور با شناخت بیماریها، تشخیص، درمان و جلوگیری از بروز آنها به انجام می‌رسد. دانش پزشکی بر روی طیف وسیعی از رشته‌ها شامل از فیزیک و زیست‌شناسی تا علوم اجتماعی، مهندسی و علوم انسانی بنا شده است.  امروزه هدف دانش پزشکی استفاده از فناوری‌های دانش‌مبنا و استدلال قیاسی برای رسیدن به راه‌حل مشکلات بالینی است. اکتشافات در باب ماهیت ژن‌ها و سلول‌ها دریچه‌ای برای تعریف فیزیولوژی بر مبنای سیستم‌های مولکولی فراهم کرده است. این بصیرت فیزیولوزیکی راه را برای درک بهتر فرایندهای پیچیده بیماری‌ها و رویکردهای نو درمانی فراهم کرده است.
تلاش بشر برای درمان بیماری‌ها و آسیب‌ها از دوران پیش از باستان وجود داشته است و در دوران باستان نیز در کنار مذهب و گاه به عنوان بخشی از آن وجود داشته است. در یونان باستان پزشکانی چون بقراط پزشکی را به عنوان دانش و فنی مجزا مطرح کردند و بنیانگذاران راهی بودند که بعدها توسط پزشکان مسلمانی همچون ابن‌سینا و رازی طی شد. در رنسانس با بهره گیری از روش علمی پزشکی پیشرفت‌های قابل توجهی کرد. از قرن ۱۹ آنچه به عنوان پزشکی مدرن شناخته می‌شود بنیان گذاشته شد. در اواخر قرن بیستم و دوران معاصر دانش ژنتیک رویکرد نسبت به درمان و بیماری‌ها را دچار تحولی جدی کرد به طوری که ژنتیک پزشکی را دارای نقشی متحول کننده برای پزشکی از درمان محور بودن به حفظ سلامتی دانسته‌اند.[۲] اهمیت سلامتی در بهره وری اجتماع و کیفیت زندگی منجر به تاسیس موسسات و قوانین شده است تا مسایلی همچون تحصیل و مجوزدهی به پزشکان تا نحوه استفاده از بودجه‌های درمانی در کشورها قانون‌مند و تنظیم شوند. لذا سازمان‌های پزشکی در کشورهای مختلف برای سازمان دهی و قانون‌مند سازی فعالیت‌های پزشکی تاسیس شده‌اند.
در حرفه پزشکی، پزشکان با استفاده از قضاوت بالینی، بیمار را جهت تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماری ازریابی می‌کنند. در عملکرد بالینی معمولاً مراحل شرح حال، معاینه فیزیکی، تهیه فهرست مشکلات، مشخص کردن تشخیص‌های افتراقی، بررسی‌ها (شامل آزمایشها و تصویربرداری و ...)، رسیدن به تشخیص و در آخر درمان انجام می‌شود. امروزه پیشرفت‌های روزمره علم و گسترش قابل توجه دامنه دانش پزشکی و شناخت بشر از بیماری‌ها منجر به تخصصی شدن پزشکی و تقسیم آن به رشته‌های مختلف شده است. با این حال کماکان ارائه خدمات پزشکی در بیشتر جوامع از سطح مراقبت‌های اولیه بهداشتی، با تمرکز روی عملکرد پزشکان عمومی و پزشکان خانواده شروع می‌شود و بسته به نیاز در سیستم ارجاع بیماران به سطوح دوم و سوم که خدمات پزشکی تخصصی‌تر را ارائه می‌دهند ارجاع می‌شوند.
پزشکی مدرن با انتقاداتی هم مواجه است از جمله عدم دسترسی مناطق محروم و طبقه کم درآمد بعضی جوامع به خدمات پزشکی گران قیمت که در این راه سازمان‌هایی همچون سازمان جهانی بهداشت با تعیین سیاست‌های جهانی و ایجاد مسئولیت در کشورها و سیاستمداران نسبت به سلامت سعی در رفع این نقیصه را دارند.


برچسب‌ها: پزشکی , علوم , علم ,

دانشمند:
یکشنبه 12 بهمن 1393 ساعت 13:45 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
دانشمند:

Image result for professor

به معنی کسی که بسیار می‌داند، دانشمند و بسیار داناست. از نظر اصطلاحی علامه از القاب خاصی است که صرفا به بعضی از دانشمندان برجسته علوم اسلامی اطلاق شده و به آن شهره شده‌اند. هرچند به معنی پروفسور و Polymath نزدیک است اما این لقب مانند آیت الله از القاب خاص دانشمندان مسلمان در کشورهای فارسی، عربی و اردو زبان است و همسانی در زبان‌های دیگر (بخصوص انگلیسی) ندارد.
علامه لقبی برای دانشمندان اسلامی است که در چندین رشته دست داشته، دارای معلومات وسیع بوده و صاحب‌نظر و تاثیرگذار بوده باشند. این لفظ جزء الفاظ رسمی حوزوی محسوب نمی‌شود؛ و حتی به همه دانشمندان مسلمان با این ویژگی‌ها نیز اطلاق نمی‌شود بلکه تنها عده‌ای از این دانشمندان به این لقب مشهور شده‌اند.
غالبا در مورد اساتید صاحب نظر در فلسفه و گاه فقه و حتی ادبیات و فرهنگ -که معمولا مطالعات دینی نیز دارند- اطلاق می‌شود. در مطالعات دینی معاصر در اغلب موارد، علامه به تنهایی اشاره به علامه طباطبائی می‌باشد؛ و در گذشته در فقه معمولا اشاره به علامه حلی است.


برچسب‌ها: دانشمند ,

علم چیست :
یکشنبه 12 بهمن 1393 ساعت 13:44 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
علم چیست:
به دو معنی به كار می رود :
یكی به معنی دانش و معرفت. به این معنا اخلاق، دین، تاریخ، سیاست، و حتی هر گونه شناخت و آگاهی، علم محسوب می شود. چنان كه گاهی می گوییم: من به فلان اتفاق علم دارم.یعنی از آن اتفاق خبر دارم.معنای دیگر علم، دانش و معرفت خاصی است كه یا از طریق عقل حاصل می شود مانند ریاضیات، و یا از طریق تجربه و آزمایش مانند فیزیك و شیمی و روان شناسی و جامعه شناسی. مقصود ما از علم در این جا، معنای دوم علم است.

هر علمی، مجموعه ای است از مسائل مرتبط با موضوع آن علم كه حول آن موضوع سازمان یافته اند. مثلا، علم فیزیك، مجموعه مسائل و قوانینی است كه حول موضوع آن، یعنی پدیده های طبیعی و روابط حاكم بر آن ها، سازمان یافته اند: همه علوم؛ چه عقلی و چه تجربی، اصول و قواعدی دارند كه در میان همه آن ها مشترك است.برای نمونه، همه علوم، به امور كلی مربوطند؛ یعنی در پی كشف قوانینی هستند كه در همه حال صادق باشد. مثلا هندسه راجع به همه مثلث ها به طور كلی بحث می كند و مثلث خاصی مورد نظر آن نیست. و یا فیزیك میكوشد قوانین جاذبه را كشف نماید؛ چرا كه میخواهد به چیزی دست یابد كه در همه حال صادق باشد و در هیچ شرایطی تغییر نكند. به همین ترتیب، در شیمی گفته می شود كه همه آب ها در شرایط معین، در دمای صد درجه به جوش می آیند و این یك قانون همیشگی است.

اساسا اگر علمی چنین نباشد، علم محسوب نمی گردد. البته میان علوم عقلی با علوم تجربی تفاوت های زیادی وجود دارد.علوم عقلی با انتزاع عقلانی پدید می آیند. عقل، جنبه ای خاص از عالم خارج را انتزاع می كند و آن را موضوع قرار داده و سپس درباره آن بحث كرده و آن را گسترش می دهد.مثلا، ریاضیات، علمی است كه درباره مفهوم عدد صحبت می كند. خود این مفهوم، حاصل انتزاع عقل از عالم خارج است. ما در عالم خارج، چیزی به نام عدد نداریم، بلكه پس از مشاهده چیز های مختلف، و با تلاش فكری به این مفهوم دست می یابیم. اما علوم تجربی، به بررسی پدیدار ها می پردازند و در پی كشف قوانین حاكم بر این پدیدارها هستند.


البته آن ها نیز از اصول عقلی پیروی می كنند، اما فعالیت این علوم، عقلی محض نیست؛ آن ها بر اساس مبادی و قواعد عقلی به آزمایش و مشاهده عالم خارج می پردازند؛ در حالی كه علوم عقلی، هم اصولشان عقلی است و هم آنچه در باره آن تحقیق می كنند.

علم چیست :
 
به دو معنی به كار می رود :

یكی به معنی دانش و معرفت. به این معنا اخلاق، دین، تاریخ، سیاست، و حتی هر گونه شناخت و آگاهی، علم محسوب می شود. چنان كه گاهی می گوییم: من به فلان اتفاق علم دارم.یعنی از آن اتفاق خبر دارم.معنای دیگر علم، دانش و معرفت خاصی است كه یا از طریق عقل حاصل می شود مانند ریاضیات، و یا از طریق تجربه و آزمایش مانند فیزیك و شیمی و روان شناسی و جامعه شناسی. مقصود ما از علم در این جا، معنای دوم علم است.

هر علمی، مجموعه ای است از مسائل مرتبط با موضوع آن علم كه حول آن موضوع سازمان یافته اند. مثلا، علم فیزیك، مجموعه مسائل و قوانینی است كه حول موضوع آن، یعنی پدیده های طبیعی و روابط حاكم بر آن ها، سازمان یافته اند: همه علوم؛ چه عقلی و چه تجربی، اصول و قواعدی دارند كه در میان همه آن ها مشترك است.برای نمونه، همه علوم، به امور كلی مربوطند؛ یعنی در پی كشف قوانینی هستند كه در همه حال صادق باشد. مثلا هندسه راجع به همه مثلث ها به طور كلی بحث می كند و مثلث خاصی مورد نظر آن نیست. و یا فیزیك میكوشد قوانین جاذبه را كشف نماید؛ چرا كه میخواهد به چیزی دست یابد كه در همه حال صادق باشد و در هیچ شرایطی تغییر نكند. به همین ترتیب، در شیمی گفته می شود كه همه آب ها در شرایط معین، در دمای صد درجه به جوش می آیند و این یك قانون همیشگی است.

اساسا اگر علمی چنین نباشد، علم محسوب نمی گردد. البته میان علوم عقلی با علوم تجربی تفاوت های زیادی وجود دارد.علوم عقلی با انتزاع عقلانی پدید می آیند. عقل، جنبه ای خاص از عالم خارج را انتزاع می كند و آن را موضوع قرار داده و سپس درباره آن بحث كرده و آن را گسترش می دهد.مثلا، ریاضیات، علمی است كه درباره مفهوم عدد صحبت می كند. خود این مفهوم، حاصل انتزاع عقل از عالم خارج است. ما در عالم خارج، چیزی به نام عدد نداریم، بلكه پس از مشاهده چیز های مختلف، و با تلاش فكری به این مفهوم دست می یابیم. اما علوم تجربی، به بررسی پدیدار ها می پردازند و در پی كشف قوانین حاكم بر این پدیدارها هستند.

البته آن ها نیز از اصول عقلی پیروی می كنند، اما فعالیت این علوم، عقلی محض نیست؛ آن ها بر اساس مبادی و قواعد عقلی به آزمایش و مشاهده عالم خارج می پردازند؛ در حالی كه علوم عقلی، هم اصولشان عقلی است و هم آنچه در باره آن تحقیق می كنند.



برچسب‌ها: علم , علوم ,

قلمرو علوم تجربى :
یکشنبه 12 بهمن 1393 ساعت 13:28 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
قلمرو علوم تجربى :
Image result for science

قلمرو علوم تجربی:
در مورد قلمرو علوم تجربى دو بحث مطرح است. یکى در باب مفاهیم یا تصورات و دیگرى در باب گزاره‏ها یا تصدیقات. الف. سؤال اساسى در بخش نخست این است که کدام نوع از مفاهیم، حق ورود به قلمرو علم را دارند و چه مفاهیمى را نباید در علم راه داد. علوم تجربى نوعا مشتمل بر دو نوع از مفاهیم هستند: مفاهیم تجربى که مصداق آنها مستقیما قابل مشاهده است و مفاهیم نظرى که مصداق آنها محسوس نیست. دیدگاه نخست که در مجموع، دیدگاه متداول بین صاحب نظران است‏با پذیرش این تقسیم ، استفاده از هر دو نوع را در علوم تجربى تجویز مى ‏کند. در مقابل، دیدگاه پوزیتویستهاى منطقى و قائلان به اصالت عمل قرار دارد. پوزیتویستهاى منطقى به ویژه وابستگان حلقه وین، مخالف ورود مفاهیم نظرى به قلمرو علم بودند. « پوزیتویستهاى متقدم فقط آن تصورات ( یا مفاهیم یا معانى ( را علمى یا مجاز مى‏شمردند که به قول خودشان متخذ از تجربه باشد. بر حسب نظر آنان ، اینگونه تصورات ، منطقا به اجزاء سازنده دریافتهاى حسى از قبیل محسوسات بالذات ( یا داده‏هاى حسى ) ، انطباعات ، مدرکات و خاطرات سمعى و بصرى تحویل پذیرند ». مثلا راسل مى ‏گفت : «تا امواج نور را تابع و زاده رنگ و دیگر داده‏هاى حسى نگیریم، نمى ‏توانیم علم فیزیک را به نحو صحیح ، مبتنى بر داده‏هاى تجربى بشماریم‏ ». دیدگاه اصالت عمل یا اصالت اندازه‏گیرى توسط بریجمن در کتاب منطق فیزیک جدید ارائه شد. بر طبق این دیدگاه حتى مفاهیم تجربه ‏اى که بر حسب کمیت، قابل تعریف نیستند ( که این دیدگاه در این حالت ، آنها را مفاهیم نظرى به حساب مى ‏آورد ) باید از قلمرو علم خارج شوند. مثلا استفاده از مفهوم دما در علم تجربى ، فقط در صورتى مجاز است که آن را بر حسب درجات دماسنج تعریف کنیم. « اصالت عمل، برنامه‏اى است در جهت ربط دادن تمامى مفاهیم علمى به شیوه‏هاى آزمایشى و نیز پالایش علم از مفاهیمى که قابل تعریف عملى نیستند. » این دیدگاه به سرعت مورد اعتراض واقع شد و خود بریجمن بعدها از آن عدول کرد و ارتباط غیر مستقیم یک مفهوم با کارهاى ابزارى را کافى دانست. از اشکالات عمده‏اى که بر هر دو دیدگاه مذکور وارد است، آن است که تاثیر مفاهیم نظرى بر پیشرفت علوم را نادیده گرفته‏اند. «فرانک رامزى و بریث ویت‏به تفصیل و به مدد نمونه‏ هاى مصنوعى، و دیگران به نحوى کلى ‏تر برهان آورده‏اند که اگر بتوان همه جا به جاى تصورات تئوریک، تعاریفى مشتمل بر اوصاف مشاهده ‏پذیر نشاند، در آن صورت، تئوریها قابلیت رشد و تکامل خود را از دست داده لذا بى ‏ثمر خواهند شد. انتظارى که از تئوریها مى ‏رود این است که فراگیر و پیش‏بینى‏ کننده باشند و لذا بدون دچار شدن به تحولى گوهرى در معنا، مشاهدات عدیده و نامعین بسیار را در خود هضم و جذب کنند. تعاریف مصرح جایى براى این هضم و جذب باقى نمى‏گذارند و دایره مشاهداتى را که بالقوه بى‏ پایان و على الاغلب نامکشوف اند، بالتمام فرا نمى‏ گیرند». لازم است در این قسمت‏ به بحث‏شان معرفتى مفاهیم نظرى که گاهى از آن با عنوان شان معرفتى نظریه ‏ها یاد مى‏ شود اشاره‏اى کنیم. سؤال این است که با فرض پذیرش مفاهیم نظرى در قلمرو علم باید چه جایگاهى براى آنها به لحاظ معرفتى قائل شد. آیا مى ‏توان این مفاهیم را حاکى از امورى واقعى دانست‏یا نه؟ در این ارتباط، دو نظر عمده مطرح شده است : ۱. واقع‏انگارى یا رئالیسم : «مفاد و لب رئالیزم نظرى این‏است که هویات فرضى ( که نظریه ‏ها مخبر و حاکى از آنها هستند ) به همان معنا و به همان اندازه واقعیت دارند که هویات تجربى (که قوانین کلى و قضایاى شخصیه حسى، مخبر از آنها هستند) ... اگر نظریه هندسى نور، نور را جویبارى از فوتون‏ها مى ‏داند; یعنى ذراتى ریز در فضایى تهى و در حرکت مستقیم، لا جرم نور، جز آن چیزى نیست و فوتون‏ها اشیایى هستند خارجى که آن نظریه مشیر به آنها و مخبر از آنها است. فوتون و سایه به یک اندازه واقعیت دارند با این تفاوت که از یکى از آنها، فرضیه‏ اى بلند مرتبه حکایت مى‏کند و از دیگرى، مشاهدات روزانه ما». البته افراطهایى نیز صورت گرفته است. بعضى از متفکران مثل ادینگتون در این جهت تا آنجا پیش رفته‏ اند که ساختارهاى بنیادین و نیروها و فرایندهایى را که در نظریه‏ هاى معتبر، فرض شده‏اند، تنها اجزاء واقعى جهان شمرده‏اند، ولى اشکالى که به این نظر وارد است آن است که از توضیح و تبیین پدیده‏ها که کار اصلى دانشمندان است، نفى پدیده‏ها را نتیجه گرفته است. «در تبیین نظرى نه قصد بر این است که وجود واقعى اشیاء و رویدادهایى که تجربه روزمره به آنها تعلق مى ‏گیرد، نفى شود و نه چنین نتیجه‏اى از آن به دست مى
آید.


برچسب‌ها: علوم تجربی , علوم , علم ,



 
نویسندگان
نظر سنجی
چه مطالبی بیشتر در این وبلاگ قرار بگیرد؟(نوجه:امکان انتخواب چند گزینه وجود دارد!)





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

ابزار تلگرام