مغز انسان
چهارشنبه 29 مهر 1394 ساعت 14:29 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
مغز انسان مرکز دستگاه عصبی است. دستگاه عصبی مرکزی در درون حفاظی استخوانی به نام جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته و شامل مغز و نخاع می‌باشد. سیستم اعصاب مرکزی در زبان عام به دو قسمت با نام‌های ماده سفید و ماده خاکستری تقسیم می‌شود. مغز شامل قسمتهای متنوعی است که هر کدام در عین ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر دارای کارها و وظائف گوناگونی هستند.

Image result for brain

مغز انسان از دید ساختار٬ همانند مغز دیگر پستان‌داران است ولی کورتکس آن در مقایسه با دیگر پستانداران دارای گسترش و پیشرفت بسیار زیادی‌است. جانوران بزرگی مانند نهنگ‌ها و فیل‌ها در اندازه‌گیری مطلق دارای مغزی بزرگ‌تر هستند، اما زمانی که اندازه‌گیری با استفاده از ضریب مغزی و پس از جبران اندازه و جثه بدن انجام گیرد ، این مغز انسان است که تقریباً دو برابر مغز دلفین پوزه‌بطری ، و سه برابر مغز یک شامپانزه خواهد بود. بخش عمده‌ای از گسترش و پیچیدگی مغز انسان مربوط به بخشی از مغز به نام قشر مغزی یا کورتکس ، بویژه لوب پیشانی ، که با توابع اجرایی از جمله خودلگامی یا اتوکنترل ، برنامه‌ریزی ، استدلال ، و تفکر انتزاعی در ارتباط است ٬ می‌باشد. بخشی از قشر مخ ویژه بینایی نیز تا میزان زیادی در انسان بزرگتر است.
قشر مغز دارای ( ۱۵-۳۳  ) بیلیون یاخته‌ی عصبی یا نورون است که هر کدام با سیناپس به چندین هزار یاخته عصبی دیگر متصل است. این یاخته‌ ها بوسیله‌ی رشته‌های پروتوپلاسم بلندی که آسه یا آکسون نام دارد با دیگر یاخته‌ها ارتباط برقرار می‌کنند. آکسون‌ها دنباله‌ای از ضربان‌های سیگنالی را که پتانسیل عمل نام دارند تا دورترین نقاط مغز یا یاخته‌های دریافت کننده ویژه‌ی هدف در بدن حمل می‌کنند.
ساختار:مغز انسان حدود ۱۵۰۰ گرم وزن دارد و حجم آن نیز حدود ۱۱۳۰ سانتیمتر مکعب در زنان و ۱۲۶۰ سانتیمتر مکعب در مردان است. هرچند از نظر ضریب هوشی یا آی‌کیو و سایر اندازه‌گیری‌های عملکردی و شناختی هیچ‌گونه و به هیچ وجه تفاوت نورولوژیک بین دو جنس مذکر و مونث تاکنون نشان داده نشده‌است. بافت مغز بیشتر از جنس چربی است.
سه پرده با نام مننژ٬ مغز و نیز نخاع را محافظت می‌کنند. پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع که کار تغذیه بافت عصبی را انجام می‌دهد٬ پرده میانی یا عنکبوتیه که به پردهٔ خارجی چسبیده و از پرده داخلی کمی فاصله دارد و در پایان پرده خارجی که از بافت پیوندی تشکیل شده و به استخوانها چسبیده‌است. در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایعی شفاف حاصل از از ترشحات رگهای خونی بنام مایع مغزی-نخاعی یا لیکور قرار دارد و کار آن محافظت از بافت عصبی است. مغز انسان مانند تمامی جانداران از یاخته‌های عصبی یا نورون و یاخته گلیال یا نوروگلیا و نیز رگ‌های خونی بسیاری تشکیل شده‌است. سلول‌های گلیال انواع گوناگونی داشته و انجام تعدادی از عملکردهای مهم ازجمله پشتیبانی ساختاری، پشتیبانی متابولیک یا سوخت‌وساز یاخته، عایق و همچنین هدایت را به عهده دارند. نورون‌ها، اما، معمولاً مهم‌ترین یاخته‌های در مغز انگاشته می‌شوند. تعداد نورون‌ها، با توجه به آرایه‌های توموگرافی، روشی به مراتب دقیق‌تر از روش میکروسکوپی پیشین، حدود دویست میلیارد نورون در مغز انسان همراه یکصدوبیست‌وپنج تریلیون سیناپس در کورتکس یا قشر مغزی را نشان داده‌است. ویژگی یگانه یاخته عصبی در ایجاد و انتقال پیام به دورترین نقاط بدن است.
مغز در انسان از بخشهای مختلفی مانند مخ، مخ‌چه٬ تالاموس، هیپوتالاموس، پل مغزی، بطنهای مغز، ساقه مغز، بادامه مغز، عقده‌های قاعده‌ای تشکیل شده‌است.
نیمکره‌های مغز یا مُخ بزرگترین قسمت مغز است و بالای تمام ساختار مغز انسان قرار دارد که با یک لایه یا قشر مغزی (کورتکس) با توپوگرافی پیچ‌درپیچ پوشیده شده‌است. در زیر مخ ساقه مغز قرار دارد و شبیه ساقه‌ای به مخ متصل شده‌است. در عقب مغز، در زیر مخ و در پشت ساقه مغز، مخچه با ساختاری ویژه بخاطر وجود سطحی با شیاربندی افقی قشر آن، که باعث می شود متفاوت از هر منطقه دیگر مغز نمایان کند٬ وجود دارد. شکل کلی آن٬ همانند سایر پستانداران می‌باشد، اگرچه بطور قابل توجهی در اندازه نسبی متفاوت است. به عنوان یک قاعده، هرچه مخ کوچکتر، کورتکس دارای قشر پیچ در پیچ کمتری است. قشر مغزی یک موش تقریبا کاملا صاف است اما قشرمغزی دلفین و یا نهنگ، پیچ در پیچ تر از کورتکس انسان است.
مغز زنده بسیار نرم است، چیزی شبیه به نرمی ژله است و با وجود اینکه سلول‌های خاکستری معروف هستند اما قشر زنده در واقع صورتی رنگ و کمی سفید در بخش‌های داخلی است.
بتازگی محققان دانشگاه نورت وسترن در آمریکا در حین مطالعه اثرات یک داروی ضد افسردگی بر روی موش ها به این نتیجه رسیدند که عملکرد مغزهای دو جنس نر و ماده در سطح مولکولی متفاوت است. دراین مطالعه یک تفاوت شیمیایی در میان مغزهای نر و ماده کشف شد و محققان دریافتند که این اختلاف در سطح مولکولی و در تعامل میان مولکول های ERalpha and mGluR1 است.
لوب ها: نیمکره چپ و راست مخ و کورتکس تا حدودی قرینه بوده که تصویری آینه‌ای از یکدیگر می‌سازند. هر نیمکره به چهار لب، لوب فرونتال، لوب آهیانه، لوب پس سری، و لوب تمپورال تقسیم شده‌است. این تقسیم‌بندی لوب‌ها از ساختار قشر کورتکس مشتق نشده است بلکه لوب‌ها از نام استخوان جمجمه که آنها را همپوشانی می‌کند نام می‌گیرند. استخوان پیشانی، استخوان آهیانه، استخوان گیج‌گاهی و استخوان پس‌سری. مرزهای بین لوب‌ها در زیر سوتور یا بخیه که استخوان‌های جمجمه را به هم پیوند داده٬ قرار دارد البته به‌استثنای مرز بین لوب فرونتال و لوب آهیانه که در طول مرز آناتومیک شیار مرکزی، در محل تلاقی قشر سوماتوسنسور اولیه و قشر حرکتی اولیه قرار دارد.


برچسب‌ها: مغز , مخ , سر , اعصاب , عصب , مخچه ,

مغز چیست؟
چهارشنبه 29 مهر 1394 ساعت 14:23 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
مغز :


مغز یکی از حساس‌ترین و پیچیده‌ترین اعضای بدن در همه مهره داران و بیشتر بی‌مهرگان است که در برخی گونه‌ها ۲ درصد از وزن بدن جاندار را تشکیل می‌دهد. در انسان تا بیش از ۳۰ درصد کالری ( انرژی ) روزانه را مصرف می‌کند و بیشتر انرژی خود را از کربوهیدرات‌ها (گلوکز خون ) جذب می‌کند و این سوخت را سریع می‌سوزاند حتی زمانیکه شخص در خواب است ، مغز بیشتر از هر عضوی از بدن اکسیژن مصرف می‌کند. به نارسایی مغزی اسکم مغزی می‌گویند.

مغز شامل نیمکره های مخ  ، مخچه و ساقه مغز است. بیشتر حجم مغز را نیمکره های مخ تشکیل می دهند. نیمکره های مخ باعث میشوند تا انسان بتواند فکر کند و حرف بزند و مسائل را حل کنند.
نیمکره چپ فعالیت های نیمه راست بدن و نیمکره راست فعالیت های نیمه چپ بدن را کنترل میکند. اما آنها همکاری هم دارند مثلا در موقع نگاه کردن.
مخچه هم مرکز تعادل بدن است و با ورزش های مانند ژیمناستیک و بند بازی تقویت میشود.
بخش دیگر مغز ساقه مغز است که واصل مخ و مخچه به نخاع است. ساقه مغز شامل سه بخش است : مغز میانی و پل مغزی و بصل النخاع. بصل النخاع در بالای نخاع است و مرکز فعالیت های غیر ارادی بدن است و برای همین مشهور بهگره حیات است.

مغز در همهٔ مهره‌داران و بیشتر بی‌مهرگان مرکز دستگاه عصبی است. تنها شماری از بی مهرگان مانند اسفنج دریایی ، عروس دریایی ، آب‌دزدک دریایی بالغ و ستاره دریایی مغز ندارند ، هرچند دارای بافت عصبی پراکنده‌ای هستند. مغز در سر و معمولاً نزدیک اندام‌های حسی نخستین مانند بینایی ، بویایی ، چشایی و شنوایی قرار دارد. مغز مهره داران پیچیده‌ترین اندام بدنشان است.


از دید فیزیولوژی و تکاملی زیستی ، کار مغز کنترل متمرکز بر روی سایر اندام‌های بدن است. مغز با تولید الگوهای فعالیت ماهیچه‌ها یا با هدایت مواد شیمیایی تراوشی که هورمون نام دارند ، بدن را کنترل می‌کند. این کنترل متمرکز سبب پاسخ سریع و هماهنگ به تغییرات محیط می‌شود. برخی انواع پایه‌ای از پاسخ مانند بازتاب یا رفلکس عصبی می‌تواند توسط طناب نخاعی یا گره‌ها ایجاد شود، اما کنترل پیچیده و هدفمند بر رفتارها بر پایه حس‌های ورودی پیچیده نیازمند توانایی یکپارچه‌سازی اطلاعات یک مغز متمرکز است.

بتازگی محققان دانشگاه نورت وسترن در آمریکا درحین مطالعه اثرات یک داروی ضد افسردگی بر روی موش ها به این نتیجه رسیدند که عملکرد مغزهای دو جنس نر و ماده در سطح مولکولی متفاوت است. دراین مطالعه یک تفاوت شیمیایی در میان مغزهای نر و ماده کشف شد و محققان دریافتند که این اختلاف در سطح مولکولی و در تعامل میان مولکول های ERalpha and mGluR1 است.

از نظر فلسفی نیز آن‌چه که مغز را متمایز از بقیه اندام‌ها می‌کند ، ایجاد ارتباط فیزیکی بین بدن و ذهن است. امروزه دانسته‌های دقیقی در مورد کار هریک از سلول‌های مغز وجود دارد اما درک همکاری همزمان و روش عمل میلیون‌ها سلول مغزی با هم هنوز نیاز به مطالعه دارد.



روان‌شناسی
چهارشنبه 29 مهر 1394 ساعت 14:15 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
روان‌شناسی :

Related image

علم مطالعهٔ رفتار و فرایندهای ذهنِ موجود زنده ( بخصوص انسان) بر اساس روش علمی است. همچنین یکی از علوم کاربردی و شاخه‌های تحصیلی است که یافتن ارتباط ذهن و روان آدمی ، با مفاهیمی نظیر رشد ، سلامت ، رفتارهای اجتماعی ، شناخت و … را در بر می‌گیرد.

علم روان‌شناسی مفاهیمی همچون ادراک ، شناخت، تمرکز، توجه ، احساسات ، پدیده شناسی ، انگیزه ، کارکرد ذهن ، شخصیت ، رفتار ، روابط بین فردی ، خانواده و دیگر زمینه‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد. روان‌شناسان زمینه‌های مختلف ، روش‌های علمی و تجربی را برای استنباط رابطه علت و معلولی و یا هر نوع رابطه همبستگی میان پدیده‌های گوناگون روان‌شناسی بکار می‌گیرند. روان‌شناسی علمی فراشاخهای است ؛ غیر قابلِ مشاهده بودنِ موضوع این علم ( یعنی ذهن و روان ) و انتزاعی بودن مفاهیم آن ، دلیل شباهت این علم به علوم انسانی است ؛ اما از سوی دیگر مطالعه به « روش علمی » ، و تجربی بودنِ بخشی از مراحل آزمایش ، روان‌شناسی را به دایرهٔ علوم تجربی می‌کشاند ؛ همچنین عقیده و دیدگاه روان‌شناس نسبت به انسان ، در فرایند تحقیق بسیار مأثر است ، لذا از این جنبه نیز ، روان‌شناسی به دنیای فلسفه مرتبط می‌شود. به این ترتیب شاید بتوان روان‌شناسی را حقیقتاً آمیزه‌ای منحصربه‌فرد از علوم گوناگونی نظیر زیست‌شناسی ، انسان‌شناسی ، زبان‌شناسی ، جامعه‌شناسی ، فلسفه و … دانست.
آغاز روان‌شناسی به شکل علمی و آکادمیک ، به اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم بازمی گردد ؛ می‌توان گفت اکتشافات و تحقیقات قابل توجه در روان‌شناسی ، تنها از حدود ۱۵۰ سال پیش شروع شده است ؛ و این درحالی است که علوم تجربی دیگر از تاریخچه‌ای بلندتر و پربارتر برخوردار اند. البته مباحث مربوط به ذهن و روان قرن‌هاست که ذهن متفکران را به خود مشغول کرده و آثار مکتوب آن از دانشمندان یونانی و متفکرانی چون سقراط، افلاطون و ارسطو نیز در دست است، اما این شاخه از علم تا پیش از روان‌شناسی جدید، به صورت مدون و آکادمیک مورد مطالعه قرار نگرفته بود.
در جهان صنعتی امروز ، تقریباً هیچ فعالیت و حرفه‌ای یافت نمی‌شود که به درک و اندیشهٔ انسانی وابسته نباشد ؛ در نتیجه روان‌شناسی با زندگی انسان مدرن پیوندی نا گسستنی ایجاد کرده‌است. بعلاوه رشد علم ، تکنولوژی و سطح رفاه عمومی ، موجب شده تا آدمی وقت بیشتری برای تفکر و اندیشه پیدا کند ؛ بنابراین مسائل، مشکلات و حتی بیماری‌های نوظهوری در میان افکار و ذهنیات بشر پدید می‌آید که نیاز به یافتن راه حل ، درمان و پیشگیری را دو چندان می‌کند ؛ راه حلی که امروزه روان‌شناسی طلایه‌دار آن است.



آرتور گایتون که بود؟
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 13:06 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
پورفسور آرتور گایتون :
Image result for arthur guyton

دکتر آرتور گایتون در 8 سپتامبر سال 1919 در شهر آکسفورد می سی سی پی به دنیا آمد و در سال 2003 نیز همراه با همسر خود در یک حادثه رانندگی درگذشت. کتاب فیزیولوژی گایتون بی شک یکی از معتبرترین کتب مرجع دانشگاهی و علمی می باشد. گایتون با تالیف این کتاب خدمتی بزرگ به علم نمود. کتاب آرتور گایتون در تاریخ پزشکی یکی از کتب منحصر به فرد محسوب می شود.
گایتون در دانشگاه هاروارد به عنوان دانشجوی پزشکی,به علت داشتن ایده های تازه در مورد روش های اندازه گیری و جداسازی یون ها در محلول ها مورد توجه استاد بیوشیمی قرار گرفت.استاد بیوشیمی آزمایشگاه کوچکی در اختیار وی قرار داد تا به این دانشمند جوان اجازه دهد که اوقات فراغت خود را در آن سپری کند و بتواند آزمایش هایی که از تخیل وی می گذشت را پیاده کند.
او در اوایل تحصیل در دانشکده ی پزشکی ,با همسر آینده اش روبرت ویگل آشنا شد و در ۱۲ ژوئن سال ۱۹۴۳ با او ازدواج کرد.پدر روت رئیس دانشکده الهیات دانشگاه یل بود.او نیز دانشجوی تازه فارغ التحصیل ولسلی بود که همانجا نیز مشغول تدریس شد.
دکتر گایتون اینترشیب جراحی را در بیمارستان عمومی ماساچوست ,مدت کوتاهی پس از ازدواج شروع نکرده بود که با بازخوانی نیروی دریایی ارتش نیمه تمام گذاشت.
بعد از اتمام جنگ جهانی دوم او برای تکمیل دوره ی رزیدنتی به بیمارستان عمومی ماساچوست بازگشت.در سال 1946 دکتر گایتون به فلج اطفال مبتلا شد که پای راست ، بازوی چپ و هر دو شانه اش را فلج نمود.طی بهبودی نه ماه در چشمه های آب گرم جورجیا, آتل پای ویژه ای برای بلند کردن و حرکت دادن بیمار از بستر به صندلی یا به وان و همچنین حرکت صندلی چرخ دار طراحی کرد که به وسیله دکمه ی خاصی کنترل می شد و برای طراحی این وسایل تقدیر نامه ی ویژه ای از رییس جمهور دریافت کرد. او 9 ماه را در چشمه های اب گرم گذراند تا بهبودی حاصل کند.تالیف کتاب فیزیولوژی پزشکی در آکسفورد شروع شد.او عقیده داشت که متون درسی موجود برای گذراندن واحد درسی دانشجویان راضی کننده نیست،پس به مطالعه در زمینه های گوناگون فیزیولوژی پرداخت.در خلاصه سازی مطالعاتش هر بخش از مباخث را به صورت جزوه ای می نوشت که پس از جمع آوری آنها را به صورت کتابی در آورد.
خانواده ی گایتون دو بار در سال ۱۹۵۵ زمانی که برنامه دوساله ی پزشکی دانشگاه به دوره تحصیلات چهارساله گسترش یافت به مرکز پزشکی شهر جکسون انتقال یافت.
دکتر گایتون در شروع موقعیت مناسبی در مرکز پزشکی داشت.این نشان می دهد که وی دانشجویانش را در مورد قبول نکردن چیزی که ارزش ظاهری دارد و درباره ی انجام ریسک های منطقی و مسئولیت پذیری از نتایج آن را آموزش می داد.ادامه ی کار در جراحی قلب و عروق به علت ابتلای به فلج اطفال دیگر انتخاب مناسبی نبود؛اما پژوهش در پزشکی به ویژه در مورد افزایش فشار خون،انتخابی خوب و شغلی مناسب و جذاب بود.
علی رغم چندین پیشنهاد برای این دانشمند جوان با آینده ای روشن و امیدوار برای اینکه در منطقه ی بوستون باقی بماند،گایتون ها مصمم بودند به خانه شان یعنی آکسفورد بازگردند.
در سال ۱۹۵۵،آنها با شش فرزند از ده فرزندشان به آکسفورد رفتند.کتاب مشهور وی که اکنون ۱۱ ویرایش از آن چاپ شده،یعنی کتاب فیزیولوژی پزشکی در آن زمان زیر چاپ بود؛اما او دوباره به اساس گردش خون بازگشت،زیرا در پیدا کردن علت افزایش فشار خون با شکست مواجه شده بود. نخستین چاپ این کتاب تاریخ ساز مربوط به سال 1956 می باشد.
او به نوعی به کشف اساس گردش خون دست یافت و زمانی که در جستجوی علت اغفال کننده ی افزایش فشار خون بود،سوال های بیشمار بیشتر و بیشتری در باره ی اساس عملکرد قلبی-عروقی کشف کرد.اگر قرار بود به سوال نهایی خود پاسخ دهد(دلیل بالا رفتن فشار خون) او باید معمای اصلی را قدم به قدم حل می کرد.این فرایند به طور جدی در مرکز پزشکی می سی سی پی شروع شد،و نام او را روی آزمایشگاه جدید مرکز تحقیقات نهادند.ساختمانی نیز برای تحقیقات علمی بیشتر تاسیس شد و این نیز قدر دانی مناسبی برای وجه ی بین المللی وی بود.زیرا وی دستاورد های علمی بیشماری را برای آن موسسه به ارمغان آورده بود.دکتر گایتون اطلاعات ناقص در مورد عملکرد قلب و عروق خونی را در کنار هم دیگر گذاشت تا پاسخ سوالش را برآورده سازد.در دهه ی ۵۰،او تئوری قلب سهل انگار را برای توجیه مقدار خون پمپی قلب ،یا برون ده قلب تشریح نمود.به عبارتی او کشف کرد که قلب آن چیزی را که در یافت می کند به رگ ها پمپ می کند.او با ارائه ی این فرضیه تئوری قدیمیی را که می گفت قلب برون ده اش را کنترل می کند را واژگون نمود.این همانند یافته های بعدی او در ظاهر به صورت تفکری متداول پرو بال گرفت.اما او همان طور که در پذیرش مسئولیت انتقال ماشین ثابت کرد،هرگز اشیائی را که ارزش ظاهری دارند نمی پذیرد.
کمی بعد او موفق شد که فشار میان بافتی را ااندازه بگیرد،او بیان کرد که فشار مایع میان بافتی منفی است و این دقیقآ مخالف چیزی بود که در آن زمان رواج داشت.مدت زیادی طول کشید تا دیگران این نظریه ی وی را پذیرفتند.
فهرست لوح های پاس دکتر گایتون نشان می دهد که جوامع دانشگاهی جهان نه تنها در نهایت یافته های وی را پذیرفتند بلکه به اهمیت وسیع یافته های وی نیز دست یافتند.
او نتایج تحقیقات خود را به صورت بیش از 600 مقاله و ۴۰ کتاب انتشار داده است و امتیاز های کتاب تالیفی او شامل متن درسی،شاید در میان دیگر کتاب های درسی پرفروشترین آنها محسوب شود.
با وجود این او همیشه برای دانشجویانش وقت می گذاشت. چه برای دانشجویانی که در فهم بعضی از سخنرانی هایش مشکل داشتند و چه برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی که از تمام مناطق دنیا برای یادگیری مفاهیم درسی به پیش وی می آمدند.او با دانشجویانش مانند یک همکار رفتار می کرد و یار و شریک آنها محسوب می شد.او می خواست که در اعتبار دستاوردهای تحقیقاتی که معمولآ به وی نسبت داده می شد شریک باشند.آنها به نوبه ی خود چنین انتظاری نداشتند.
دکتر هال رئیس بخش فیزیولوژی مرکز پزشکی می سی سی پی که اکنون به عنوان یکی از نویسندگان کتاب فیزیولوژی پزشکی دکتر گایتون در حال فعالیت است و از شاگردان سابق دکتر گایتون بوده در مورد دکتر گایتون می گوید: اگر ما به عنوان دانشجویان سابق وی در رشته ی خودمان موفقیتی به دست آورده ایم،به علت آن است که روی شانه های غولی به نام دکتر گایتون ایستاده ایم .
تا اینکه ناگهان در ۳ آوریل سال ۲۰۰۳ جامعه ی جهانی غم بزرگی را بر دل خود احساس کرد و آن از دست دادن پرفسور آرتور گایتون در یک سانحه ی رانندگی بود.گفتنی است که در این سانحه همسر وی نیز درگذشت.



پرفسور حسابی که بود؟
دوشنبه 20 مهر 1394 ساعت 13:20 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
پرفسور سید محمود حسابی :



پروفسور سید محمود حسابی‌، در سال ‌ 1281 (ه.ش)، از پدر و مادری‌ تفرشی‌، در تهران‌ زاده‌ شدند. پس‌ از سپری ‌نمودن‌ چهار سال‌، از دوران‌ كودكی‌ در تهران‌، به‌ همراه‌ خانواده‌ (پدر، مادر و برادر)، عازم‌ شامات‌ گردیدند. در هفت سالگی‌، تحصیلات‌ ابتدایی‌ خود را، در بیروت‌، با تنگدستی‌ و مرارت‌های‌ دور از وطن‌، در مدرسه‌ كشیش‌های‌فرانسوی‌، آغاز كردند، و هم‏زمان‌، توسط‌ مادر فداكار، متدین‌ و فاضله‌ خود (خانم‌ گوهرشاد حسابی)، تحت‌ آموزش‌ تعلیمات‌ مذهبی‌ و ادبیات‌ فارسی، قرار گرفتند. استاد، قرآن‌ كریم‌ را، حفظ‌ و به‌ آن‌ اعتقادی‌ ژرف‌ داشتن. دیوان‌حافظ‌ را، نیز از بر داشته‌، و به‌ بوستان‌ و گلستان‌ سعدی، شاهنامه‌ فردوسی‌، مثنوی‌ مولوی‌، منشآت‌ قائم‌ مقام‌، اشراف‌كامل‌ داشتند.
شروع‌ تحصیلات‌ متوسطه‌ ایشان‌، مصادف‌ با آغاز جنگ‌ جهانی‌ اول‌، و تعطیلی‌ مدارس‌ فرانسوی‌ زبان ‌بیروت‌ بود. از این‌ رو، پس‌ از دو سال‌ تحصیل‌، در منزل‌، برای‌ ادامه‌، به‌ كالج‌ آمریكایی‌ بیروت‌ رفتند، و در سن‌ هفده‌سالگی‌، لیسانس‌ ادبیات‌، در نوزده‌ سالگی‌ لیسانس‌ بیولوژی‌، و پس‌ از آن‌، مدرك‌ مهندسی‌ راه‌ و ساختمان‌ را، اخذ نمودند. در آن‌ زمان‌، با نقشه‌كشی‌ و راه‏سازی‌، به‌ امرار معاش‌ خانواده‌، کمك‌ می‌كردند. استاد، همچنین‌، در رشته‌های‌ پزشكی‌، ریاضیات‌ و ستاره‌شناسی‌، به‌ تحصیلات‌ آكادمیك‌ پرداختند. شركت‌ راه‏سازی‌ فرانسوی‌، كه ‌استاد در آن‌، مشغول‌ به كار بودند، به پاس‌ قدردانی‌ از زحماتشان‌، ایشان‌ را، برای‌ ادامه‌ تحصیل‌، به‌ كشور فرانسه‌ اعزام‌كرد، و بدین‌ ترتیب، در سال‌ 1924 (م) به‌ مدرسه‌ عالی‌ برق‌ پاریس‌ وارد، و در سال ‌ 1925 (م) فارغ‌التحصیل‌ شدند. هم‏زمان‌ با تحصیل‌ در رشته‌ معدن‌، در راه‌آهن‌ برقی‌ فرانسه‌، مشغول‌ به‌ كار گردیدند، و پس‌ از پایان‌ تحصیل‌ در این ‌رشته، كار خود را، در معادن‌ آهن‌ شمال‌ فرانسه‌، ومعادن‌ زغال‌ سنگ‌ ایالت‌ «سار» آغاز كردند. سپس، به دلیل‌ وجود روحیه‌ علمی‌، به‌ تحصیل‌ و تحقیق‌، در دانشگاه‌ سوربن‌، در رشته‌ فیزیك‌ پرداختند، و در سال‌ 1927 (م)، در سن‌ بیست‌ و پنج‌ سالگی، دانش‏نامه‌ دكترای‌ فیزیك‌ خود را با ارایه‌ رساله یی، تحت‌ عنوان‌ «حساسیت‌ سلول‏های ‌فتو الكتریك»، با درجه‌ عالی‌، دریافت‌ كردند.
استاد، با شعر و موسیقی‌ سنتی‌ ایران‌، و موسیقی‌ كلاسیك‌ غرب‌، به‌ خوبی‌ آشنایی‌ داشتند، و در چند رشته‌ ورزشی‌، موفقیت‏هایی‌ كسب‌ نمودند، كه‌ از آن‌ میان‌، می‌توان‌ به‌ دیپلم‌ نجات‌ غریق‌ در رشته‌ شنا، اشاره‌ نمود.
از جمله‌ دست‏آوردهای‌ عمر پربار استاد، و مشاغلی‌ كه‌ در مسند آن‌، خدمات‌ علمی‌ و فرهنگی‌ شایان‌ توجهی‌ ارائه‌ نمودند، می‌توان‌ به‌ چند نمونه‌، اشاره‌ كرد:
ماموریت‌ وزارت‌ راه‌ و ترابری‌ (طرق‌ و شوارع‌ عامه)، برای‌ تهیه‌ اولین‌ نقشه‌برداری‌ علمی‌، فنی‌ و مهندسی‌كشور (تهیه‌ نقشه‌ نوین‌ راه‌ ساحلی‌ سراسری‌ میان‌ بنادر خلیج‌ فارس‌، بندر لنگه‌ به‌ بوشهر) (1306 ه . ش‌)، تأسیس‌ مدرسه‌ مهندسی‌ وزارت‌ راه‌ و تدریس‌ در آن (‌ 1307 ه . ش)، تأسیس‌ دارالمعلمین‌ عالی‌، و تدریس‌ درآن (‌ 1307 ه . ش‌)، ساخت‌ اولین‌ رادیو در كشور (1307 ه . ش‌)، تأسیس‌ دانش‏سـرای‌ عالی‌ و تدریس‌ در آن ‌(1308 ه . ش‌)، ایجاد اولین‌ ایستگاه‌ هواشناسی‌ در ایران (‌ 1310 ه . ش)، نصب‌ و راه‌اندازی‌ اولین‌ دستگاه ‌رادیولوژی‌ در ایران (‌ 1310ه . ش)، تعیین‌ ساعت‌ ایران (‌ 1311 ه . ش)، تأسیس‌ اولین‌ بیمارستان‌ خصوصی‌، در ایران، به نام‌ "بیمارستان‌ گوهرشاد" (به یاد مادر گرامیشان‌) (1312 ه . ش)، مأمور وزارت‌ راه، برای‌ ساخت‌ راه ‌تهران‌ به‌ شمشك‌، جهت‌ معادن‌ ذغال‌ سنگ (‌ 1312 ه . ش)، پیشنهاد و تدوین‌ قانون‌ تأسیس‌ دانشگاه‌ تهران، و تأسیس‌ دانشكده‌ فنی (‌ 1313 ه . ش‌) و ریاست‌ آن‌ دانشكده‌ تا (1315 ه . ش‌) و تدریس‌ در آن‌، تأسیس‌ دانشكده‌ علوم‌، و ریاست‌ آن‌ دانشكده‌ از (1321 تا 1327، و از 1330 تا 1336 ه . ش‌)، و تدریس‌ در گروه‌ فیزیك‌ آن‌ دانشكده‌، تا واپسین‌ روزهای‌ عمر، تأسیس‌ مركز عدسی‌سازی‌- دیدگانی‌- اپتیك‌ كاربردی‌، در دانشكده‌ علوم ‌دانشگاه‌ تهران، ماموریت‌ خلع‌ ید، از شركت‌ نفت‌ انگلیس‌، در دولت‌ دكتر مصدق‌، اولین رییس‌ هیئت‌‏مدیره‌، و مدیرعامل‌ شركت‌ ملی‌ نفت‌ ایران‌، وزیر فرهنگ‌ در دولت‌ دكتر مصدق(‌ 1330 ه . ش)، پایه‌گذاری‌ مدارس‌ عشایری‌، و تأسیس‌ اولین‌ مدرسه‌ عشایری‌ ایران (‌ 1330 ه . ش‌)، مخالفت‌ با طرح‌ قرارداد ننگین‌ كنسرسیوم‌، وكاپیتولاسیون‌ در مجلس‌، مخالفت‌ با عضویت‌ دولت‌ ایران‌، در قرارداد سنتو «پاكت‌ بغداد» در مجلس، پایه‌گذاری ‌مؤسسه‌ ژئوفیزیك‌ دانشگاه‌ تهران (‌1330 ه . ش‌)، پایه‌گذاری‌ مركز تحقیقات، و رأكتور اتمی‌ دانشگاه‌ تهران‌، تأسیس‌ سازمان‌ انرژی‌ اتمی، و عضو هیئت‌ دایمی‌ كمیته‌ بین‌المللی‌ هسته‌ای (‌1330 ، 1349 ه . ش)، تدوین‌ قانون ‌ستاندارد، و تأسیس‌ مؤسسه‌ استاندارد ایران (‌ 1333هـ.ش‌)، تأسیس‌ اولین‌ رصدخانه‌ نوین‌ در ایران، تأسیس‌ اولین‌ مركز مدرن‌ تعقیب‌ ماهواره‌ها، در شیراز (1335 ه . ش‌)، پایه‌گذاری‌ مركز مخابرات‌ اسدآباد همدان (‌ 1338 ه. ش‌)، تشكیل‌ و ریاست‌ كمیته‌ پژوهشی‌ فضای‌ ایران‌، و عضو دایمی‌ كمیته‌ بین‌المللی‌ فضا (1360 ه . ش‌)، تاسیس‌ انجمن ‌موسیقی‌ ایران، مؤسس‌، و عضو پیوسته‌ فرهنگستان‌ زبان‌ ایران‌ از (1349 ه . ش) تا آخرین‌ روزهای‌ فعالیت‌.
فعالیت‌ در دو نسل‌ كاری، و آموزش‌ 7 نسل‌ استاد و دانشجو، از خدمات‌ ارزنده‌ پروفسور حسابی‌، به شمار می‌رود، و در همین‌ راستا، ایشان‌ از سال (‌ 1350 ه . ش) به عنوان‌ استاد ممتاز دانشگاه‌ تهران‌، شناخته‌ شدند.
استاد، به‌ چهار زبان‌ زنده‌ دنیا: فرانسه‌، انگلیسی‌، آلمانی‌ و عربی‌ مسلط‌ بودند، و به‌ زبان‏های‌: سانسكریت‌، لاتین‌، یونانی‌، پهلوی‌، اوستایی‌، تركی‌ و ایتالیایی‌ اشراف‌ داشتند.
دكتر حسابی‌ به‌ ایران‌، فرهنگ‌ و ادب‌ و اعتقادات‌ سنتی‌ و مذهبی‌ این‌ سرزمین‌ عشق‌، می‌ورزیدند، و گذشته‌ از سفر، به‌ كشورهای‌ متعدد عالم‌، به‌ سراسر ایران‌، سفر كرده‌ بودند، و از این مسافرت‏های پربار داخلی‌ و خارجی‌، ‌یادداشت‌ها و سفرنامه‌های‌ بسیاری‌، به جای‌ نهادند.
در زمینه‌ تحقیق‌ علمی‌: 25 مقاله‌، رساله‌ و كتاب‌، از استاد به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. تئوری‌ « بی‌نهایت‌ بودن‌ ذرات‌» ایشان‌ در میان‌ دانشمندان‌ و فیزیك‏دانان‌ جهان، شناخته‌ شده‌ است‌.
نشان‌ «اوفیسیه‌ دولا لژیون‌ دونور»، و همچنین‌، نشان‌ «كوماندور دولا لژیون‌ دونور»، بزرگترین‌ نشان‏های‌ كشور فرانسه، به‌ ایشان، اهدا گردید.
استاد، تنها شاگرد ایرانی‌ پروفسور اینشتین‌ بوده، و در طول‌ زندگی، با دانشمندان‌ تراز اول‌ جهان‌، نظیر شرودینگر، بورن، فرمی‌، دیراك، بوهر، ... و با فلاسفه‌ و ادبایی‌ همچون‌ آندره‌ژید، برتراند راسل، ... تبادل‌ نظرداشته‌اند. ایشان‌، از سوی‌ جامعه‌ علمی‌ جهان، به‌ عنوان‌ « مرد اول‌ علمی‌ جهان ‌» (1990 م‌) برگزیده‌ شدند ، و در كنگره‌ "شصت‌ سال‌ فیزیك‌ ایران‌" (1366 ه . ش‌) ملقب‌ به‌ "پدر فیزیك‌ ایران‌" گردیدند.
پروفسور حسابی، در 12 شهریور 1371 (ه . ش‌)، در بیمارستان‌ دانشگاه‌ ژنو، به‌ هنگام‌ معالجه‌ قلبی‌، بدرود حیات‌ گفتند.
مقبره‌ استاد، بنا به‌ خواسته‌ ایشان‌، در زادگاه‌ خانوادگی‌، در شهر دانشگاهی‌ تفرش‌، قرار دارد.



مجید سمیعی کیست؟
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 15:25 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
پرفسور مجید سمیعی :

Image result for professor hesabi

پروفسور مجید سمیعی در یک خانواده معروف گیلانی به سال 1316هـ.ش در تهران متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر به پایان رسانید و سپس عازم آلمان گردید.

رشته های بیولوژیکی و پزشکی را در دانشگاه ماینتس به پایان رسانید و سپس دوره ی تخصص جراحی مغز و اعصاب را زیر نظر پروفسور کورت شورمن شروع کرد و در سال 1349 در 33 سالگی به اخذ درجه تخصص در این رشته نایل آمد.
وی کار علمی را با سمت استادیاری و معاونت بیمارستان جراحی مغز و اعصاب آغاز کرد. پس از چندی سرپرستی بخش جراحی مغز و اعصاب اطفال را به عهده گرفت. در سال 1351 به اخذ درجه ی پروفسوری جراحی مغز و اعصاب از دانشگاه ماینتس نایل گردید.
ضمن کارهای پزشکی و تدریس، لحظه ای از تحقیق و تتبع غافل نبود و در زمینه ی تورم مغز و ترمیم و بازسازی جراحی اعصاب محیطی مطالعات ارزنده ای انجام داد. در سال 1350 اولین دوره از دوران آموزشی جراحی میکروسکوپی را آغاز کرد و در سال 1356 نخستین آزمایشگاه تمرین جراحی میکروسکوپی آلمان را با کمک بنیاد فولکس واگن تأسیس نمود.
تجربیات پیوند اعصاب محیطی و بازسازی اعصاب مغز توجه پروفسور سمیعی را به مشکلات جراحی در قاعده ی جمجمه جلب کرد و در این زمینه اولین گامهای پیشرفت را برداشت که مورد توجه جهان پزشکی قرار گرفت.

در سال 1356، ریاست بیمارستان جراحی مغز و اعصاب را در شهر هانور به عهده گرفت در همین سال، کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه لیدن هلند به وی اعطا شد و در سال 1366 دانشگاه ماینتس تصدی کرسی جراحی مغز و اعصاب را به وی پیشنهاد کرد.
در سال 1367 با قبول تصدی کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه هانور به کار پرداخت. از سال 1367 تا 1371 ریاست انجمن بین المللی قاعده ی جمجمه را به عهده داشت و در سال 1371 به ریاست فدراسیون جهانی انجمنهای قاعده ی جمجمه انتخاب شد.
بخشیاز تجربیات علمی او در 13 کتاب و بیش از 200 مقاله ی علمی منعکس شده است. برای تجلیل از مقام علمی و تجربیات ارزنده ویو همچنین گامهای بلندی که در پیشرفت جراحی مغز و اعصاب برداشته است، رییس جمهوری آلمان غربی در سال1367 نشان خدمت درجه  1 دولت آلمان را به او اهدا کرد.
در همین سال جایزه علمی استان نیدرزاکس آلمان، به پاس فعالیتهای پرارزش وی در راه پیشرفت جراحی مغز و اعصاب به نامبرده اهدا شد. پروفسور سمیعی، طی25 سال اخیر، در بیش از 200 کنگره ی علمی شرکت و تجربیات پزشکی خود را ضمن سخنرانی های متعدد ارایه نموده است.
ویاز سویم جامع علمی پزشکی جهان تقدیرنامه ها و جوایز گوناگونی دریافت کرده و در حال حاضر در جهان پزشکی به عنوان جراح پیشتاز در رشته مغز و اعصاب شناخته شده است.
آثار وی :
مقالات : بیش از 200 مقاله ی علمی در خصوص دستگاه عصبی مرکزی و محیطی.
کتابها : برش نگاری پنوموآنسفال، جنبه های نوین اعصاب محیطی، اعصاب جمجمه ای، ضربه های وارد بر قاعده ی جمجمه، جراحی در ساقه ی مغز و بطن سوم و اطراف آن دو، جراحی قاعده مغز، ضایعات اعصاب محیطی، جراحی منطقه یزین ترکی و سینوسهای پیرامون بینی جراحی مننژیم قاعده ی مغز، جراحی کلیوس، روشهای نوین بازسازی استخوان، دوخت عروق و اعصاب و نیز پیوند در جراحی پلاستیک و جراحی ترمیمی، جراحی قاعده ی مغز، اطلس جراحی قاعده ی جمجمه.
پروفسور سمیعی در آبان ‌ماه 1385 در ششمین همایش چهره‌های ماندگار جزو 24 شخصیت علمی و فرهنگی بود که مورد تجلیل قرار گرفت.
عالی‌ترین نشان افتخاریدولت چین نیز به پاس ‪ ۴۰سال خدمات و تلاش‌هایپروفسور مجید سمیعیبه جامعه پزشکیبه ویژه تلاش‌های وی در اعتلای دانش جراحی مغز و اعصاب چین در هفتم مهر 1386 توسط «زنگ پییان» معاون نخست‌وزیر چین به ‌وی اعطا شد



توماس ادیسون که بود؟
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 15:07 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
توماس ادیسون :



توماس ادیسون مخترع با استعداد در سال 1847 در شهر میلان ایالت اوهایو آمریکا به دنیا آمد. او فقط حدود سه ماه آموزش و تحصیل رسمیآن زمان را داشت چون مدیر مدرسه اش دریافته بود که ویعقب افتاده است.
ادیسون هنگامیکه فقط 21 سال داشت اولین اختراع خود را که یک دستگاه الکتریکیشمارش آرا بود عرضه کرد. آن دستگاه فروش نرفت و ادیسون از آن پس تلاش خود را رویاختراع ابزار وسایلیمتمرکز کرد که بتواند بازار خوبیداشته باشند. مدتیپس از اختراع دستگاه شمارش آرا، ادیسون سیستم پیشرفته نمایشگر اطلاعات بورس را اختراع کرد و توانست آن را به مبلغ چهل هزار دلار، که در آن روزگار پول هنگفتیبود، بفروشد. با عرضه اختراعات متعدد دیگریادیسون مشهور و ثروتمند شد. اختراع گرامافون که در سال 1877 به ثبت رسید احتمالاً یکیاز ابتکاری ترین اختراعات او به شمار می رفت. ولیآنچه که بیشتر برایدنیا اهمیت داشت کاریبود که او در سال 1879 در جهت تکمیل و توسعه لامپ روشناییحرارتیانجام داد.
ادیسون اولین فردینبود که سیستم روشناییالکتریکیرا اختراع کرد. چند سال قبل از آن از نوعیلامپ الکتریکیقوسیشکل برایتأمین روشناییخیابان هایپاریس استفاده شده بود. اما لامپ الکتریکیادیسون همراه با سیستمیکه او برایتوزیع نیرویالکتریکیابداع کرد، بهره گیریاز نیرویالکتریسیته را برایتأمین روشناییمنازل عملیساخت. در سال 1882 کمپانیاو در نیویورک تولید لامپ برق را آغاز کرد و از آن پس استفاده از برق در منازل سریعاً در سراسر جهان گسترش یافت.
ادیسون با ایجاد اولین کارخانه و شبکه توزیع برق برایمنازل و اماکن خصوصیشالوده توسعه بزرگ صنعت را بنا نهاد. امروز استفاده از این زندگینامه دانشمندان - انرژیتنها محدود به تأمین روشنایینیست بلکه گستره بزرگیاز لوازم خانگی، از تلویزیون تا ماشین لباسشویی، با نیرویالکتریسیته کار می کند. علاوه بر این امکان دریافت نیرویالکتریسیته از شبکه تولید و توزیع که ادیسون ایجاد کرد، استفاده از نیرویبرق را در صنایع امکان پذیر کرده است.
ادیسون همچنین سهم بزرگیدر توسعه و تکمیل دوربین هایفیلمبرداریو پروژکتور نمایش فیلم دارد. او در اصلاح سیستم تلفن کار بزرگیانجام داد، دهنیذغالیابداعیاو بر قدرت شنواییطرف مقابل در تلفن افزود. همچنین در تلگراف و دستگاه هایماشین تحریر اصلاحاتیبه وجود آورد. از میان سایر اختراعات او می توان از دستگاه «دیکتافون» و دستگاه ذخیره باطرینام برد. گفته می شود ادیسون بیش از یکهزار مورد مختلف اختراع را به ثبت رسانده است که از نظر تعداد واقعاً عجیب و غیرقابل تصور است.
یکیاز دلایل این تواناییفوق العاده در اختراع و ابداع، آن است که او در آغاز کار یک آزمایشگاه تحقیقاتیدر «منلوپارک» نیوجرسیتأسیس کرد و گروهیاز افراد لایق و کارآزموده را به همکاریخود فراخواند. این در واقع نمونه اولیه آزمایشگاه هایتحقیقاتیبزرگ بود که از آن پس اغلب صنایع مهم در کنار کارگاه هایخود ایجاد کردند. ایجاد یک چنین آزمایشگاه تحقیقاتیمدرن و مجهزیرا که در آن بسیاریاز افراد به کار گروهیو دسته جمعیمشغول هستند باید یکیاز مهمترین اختراعات ادیسون به حساب آورد که البته او نمی توانست آن را به نام خود به ثبت برساند.
ادیسون تنها یک مخترع صرف نبود بلکه در زمینه تولید و سازماندهیچندین کمپانیصنعتیکارهایمهمیانجام داد. یکیاز مهمترین تشکیلاتیکه او به وجود آورد همان است که امروز به نام شرکت «جنرال الکتریک» در سراسر دنیا معروف و مشهور شده است.
ادیسون گرچه اصولاً یک دانشمند به معنایاخص کلمه نبود ولیبه یک کشف بسیار مهم نیز دست یافت. در سال 1882 کشف کرد که در فضایتقریباً خلأ، الکتریسیته جاریمی تواند بین دو سیمیکه با یکدیگر تماس ندارند، جریان یابد. این پدیده که از آن به عنوان «اثر ادیسون» یاد می شوند نه تنها از نظر تئوریقابل توجه است بلکه در عمل نیز موارد استفاده فراوانیدارد. با بهره گیریاز این پدیده تکمیل و اصلاح لوله هایالکترونیعملیشد و ایجاد صنعت الکترونیک ممکن گردید.
ادیسون در قسمت اعظم عمر خود از عدم شنواییشدیدیرنج می برد ولیاین معلولیت و ناراحتیبا توان بالایاو در انجام کارهایسخت و زیاد جبران می شد. ادیسون دوبار ازدواج کرد (همسر اول او در جوانیاز دنیا رفت) و از هر ازدواج خود سه فرزند داشت. او در سال 1931 در «وست ارنج» نیوجرسیدرگذشت.
درباره استعداد و توان ادیسون هیچ بحث و جدلیوجود ندارد. همگان بر این نکته اتفاق نظر دارند که او بزرگ ترین نابغه اختراع در تمام دوران ها است. نگاهیبه سلسه اختراعات مفید و سودمند او احترام و تحسین همه را برمی انگیزد. گرچه به احتمال زیاد اغلب این اختراعات سیسال بعد توسط دیگران انجام می شد. به هر حال اگر اختراعات ادیسون به صورت تک تک در نظر گرفته شود هیچ کدام آنها از اهمیت قطعیو تعیین کننده ایبرخوردار نیست. به عنوان مثال لامپ روشناییحرارتیادیسون، با تمام استفاده وسیعیکه دارد، چیزینیست که فرضاً در زندگینوین جانشینینداشته باشد. در واقع لامپ روشناییفلورسنت که بر مبنایاصول علمیکاملاً متفاوتیکار می کند به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است و اگر لامپ روشناییحرارتیاصلاً وجود نداشت زندگیروزمره ما تغییر چندانینمی کرد. در واقع قبل از استفاده از روشناییالکتریکی، شمع چراغ هایروغنیو چراغ گاز به طور کلیمنابع کافیو رضایت بخش تأمین روشناییبودند. گرامافون بدون تردید یک اختراع استادانه است ولیهیچ کس نمی تواند ادعا کند که این وسیله به اندازه رادیو، تلویزیون و تلفن در تغییر شکل زندگیروزمره ما مؤثر بوده است. به علاوه در سال هایاخیر روش هایکاملاً متفاوتیمانند نوارهایضبط مغناطیسیبرایضبط صدا ابداع شده است. امروز اگر گرامافون و ضبط صوت نبود شاید در زندگیفعلیتفاوت بسیار اندکیاحساس می شد.
بسیاری از اختراعاتیکه ادیسون به نام خود ثبت کرده است در واقع تکمیل و اصلاح ابزارها و وسایلیبوده که دیگران قبلاً اختراع کرده و مورد استفاده نیز قرار داشت. چنین اصلاحاتیبا وجود سودمندیفراوانیکه دارند نمی تواند در طول تاریخ از اهمیت ویژه ایبرخوردار باشند.
اما با وجود اینکه هیچ یک از اختراعات ادیسون به تنهاییاهمیت چندانیندارد نباید این نکته را فراموش کرد که او فقط یک وسیله را اختراع نکرد، بلکه بیش از یکهزار اختراع مختلف دارد.



گالیله که بود؟
دوشنبه 13 مهر 1394 ساعت 14:38 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
گالیلئو گالیله :




گالیله در ۱۵ فوریه ۱۵۶۴ در شهر پیزای ایتالیا به دنیا آمد. پدر گالیله، وینچنزو Vincenzo Galilei از موسیقیدانان به نام ایتالیا بود. گالیله دارای پنج خواهر و برادر دیگر بود.
ابتدا قرار بود در کلیسا برای کشیش شدن مشغول شود اما پدرش وی را به تحصیل در رشته پزشکی در دانشگاه پیزا فرستاد. گالیله طب را نیاموخت اما به جای آن به مطالعه ریاضیات پرداخت و به آن علاقه‌مند شد به گونه‌ای که در سال ۱۵۸۸ توانست به عنوان مدرس ریاضیات در همین دانشگاه به کار مشغول شود.
سه سال بعد به دانشگاه پادوا رفت و به تدریس هندسه، مکانیک و نجوم پرداخت. وی تا سال ۱۶۱۰ آموزش و پژوهش را در این دانشگاه ادامه داد و بیشترین دستاوردهای علمی و تحقیقاتی وی مربوط به همین دوره‌ است.
گالیله پیرو مذهب کاتولیک از دین مسیحیت بود. وی با مارینا گامبا Marina Gamba ارتباط داشت و از وی دارای دو دختر و یک پسر شد، اما هرگز با او ازدواج نکرد. پسر گالیله که در اواخر عمر وی به همراه او زندگی می‌کرد و یکی از زندگی نامه نویسهای گالیه هم هست، همواره از این بابت که گالیله با مادرش ازدواج نکرده بوده‌است وی را سرزنش می‌کرد. البته گالیله با اینکه هرگز با Marina Gamba ازدواج نکرد، اما وظایف یک همسر را در قبال او و نیز وظایف یک پدر را در قبال فرزندانش به نحو احسن انجام داد. او آنقدر متعهد بود که از برادر خود هم حمایت زیادی کرد.
گالیله در ۸ ژانویه ۱۶۴۲ در سن هفتاد و هفت سالگی درگذشت. گالیله در فزیک نجوم ریاضیات وفلسفه علم تبحر داشت.


برچسب‌ها: گالیله ,



 
نویسندگان
نظر سنجی
چه مطالبی بیشتر در این وبلاگ قرار بگیرد؟(نوجه:امکان انتخواب چند گزینه وجود دارد!)





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

ابزار تلگرام