منوی اصلی
دانستنیهای علمی
لطفا برای استفاده راحت تر، با کامپیوتر های شخصی وارد وبلاگ ما شوید و یا گوشی را افقی نگه دارید!
  • A.Arjmand شنبه 21 مرداد 1396 06:53 ب.ظ نظرات ()
    خرس‌های آبی جانوران میکروسکوپی هستند که می‌توانند در هر شرایطی زنده بمانند. آنها می‌توانند ۳۰ سال در یک فریزر دوام بیاورند؛ در مقابل دهیدراسیون، دمای جوش و دمای زیر صفر و تشعشعات شدید مقاوم باشند؛ و بدون اینکه آسیبی ببینند در حلال‌های ارگانیک غوطه‌ور شوند یا به فضا بروند.

    Image result for Tardigrade
     
    حالا ظاهرا راز قدرت‌ بقای خارق‌العاده آنها و مقاومت‌شان در برابر تشعشعات آشکار شده است. دانشمندان توالی ژنتیکی ژنوم آنها را تعیین کرده و به اسرار آنها پی برده‌اند.

    این گونه‌ی زیستی به مرور زمان، توانایی تحمل شرایط خطرناک و آسیب‌رسان را به دست آورد. این جانوران بر اثر تکامل، از یک پروتئین محافظتی عجیب بهره‌مند شدند که از DNA آنها در مقابل اثرات مخرب امواج رادیواکتیو محافظت می‌کند. این پروتئین ظاهرا به طور فیزیکی به DNA می‌چسبد و بدون اینکه در عملکردهای عادی آن اختلال ایجاد کند، از آن محافظت می‌کند.
    «تاکه‌کازو کونیدا» از دانشگاه توکیو می‌گوید: «ما حدس می‌زنیم که این پروتئین با DNA پیوند می‌زند تا در مقابل فشارهای محیطی یک سپر ایجاد کند، به این ترتیب، عوامل آسیب‌زا نمی‌توانند به DNA دسترسی داشته باشند.»

    تاکه‌کازو و همکارانش این پروتئین را پس از تعیین توالی ژنوم یکی از مقاوم‌ترین گونه‌های خرس آبی کشف کردند. در کمال تعجب آنها، این پروتئین از سلول‌های کلیه انسان هم در مقابل آسیب ناشی از تشعشات محافظت می‌کند. محققان در آزمایشگاه سلول‌های کلیه انسان را مهندسی ژنتیک کردند تا خودشان پروتئین مورد نظر را بسازند.
    تاکه‌کازو می‌گوید انتقال ژن پروتئین محافظ به جانوران، می‌تواند مقاومت آنها را در مقابل آسیب‌های ناشی از تشعشعات افزایش دهد.
    استفاده از این تکنیک در آینده‌های دوردست، می‌تواند از سلول‌های سالم انسان در مقابل دوره‌های شیمی‌درمانی سرطان و پرتوهای کیهانی محافظت کند. تاکه‌کازو می‌گوید: «این تکنیک در آینده‌های دور می‌تواند برای پروازهای فضایی و پرتودرمانی مفید باشد.»
    تاکه‌کازو با کاوش در ژنوم خرس آبی همچنین پی برد که این جانور در مقایسه با دیگر جانوران کپی‌های بیشتری از ژن‌های محافظتی دارد. آنها ۴ کپی از ژن MRE11 را دارند که DNA را ترمیم می‌کند. در جانوران دیگر تنها یک کپی از این ژن یافت می‌شود.
    آخرین ویرایش: شنبه 21 مرداد 1396 06:57 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • A.Arjmand جمعه 20 مرداد 1396 06:15 ب.ظ نظرات ()
    سوالی که دریکی از دبیرستان‌های استرالیا در امتحان ریاضی طرح شد، دنیای اینترنت را هم وارد چالش تازه‌ای کرده است.
    بعد از شکایت دانش آموزان مبنی بر سخت بودن یکی از سوال‌های ریاضی، برای به دست آوردن جواب، این مسئله در دنیای اینترنت مطرح شد و در پی این چالش، میلیون‌ها کاربر در سراسر دنیا به دنبال پیدا کردن جواب این سوال ریاضی هستند.

    Image result for math logo wallpaper

    و اما سوال: یک سکه ۵۰ سنتی از دوازده ضلع تشکیل شده است، اگر دو عدد سکه را طوری روی میز به‌طور عمود قرار دهیم که فقط از یک ضلع باهم در ارتباط باشند، زاویه تشکیل‌شده در فضای ایجاد شده مابین این دو سکه چقدر است؟ در میان گزینه‌ها ۱۲، ۳۰، ۳۶، ۶۰ و ۷۲ به چشم می‌خورد.
    دانش آموزان به سخت بودن سوال اذعان کرده و به دلیل اینکه هیچ شباهتی به مسئله‌های موجود در کتاب‌هایشان ندارد، برای به دست آوردن جواب به فکر طرح کردن در اینترنت افتاده‌اند.
    اما در این میان بعضی از دانش آموزان سوال را بسیار ساده عنوان کرده و در جواب به دوستان خود با کنایه، مدت‌زمان به دست آوردن جواب را تنها ۱۰ ثانیه اعلام کرده‌اند.
    در جوابی که بیشتر کاربران به آن رسیده‌اند گزینه ۶۰ درجه دیده می شود. همچنین اگرشما هم در حل مسئله و ریاضی تبحر دارید می‌توانید آخر هفته خود را  برای به دست آوردن با یک سوال سخت سپری کنید.
    آخرین ویرایش: جمعه 20 مرداد 1396 06:21 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • A.Arjmand جمعه 20 مرداد 1396 06:10 ب.ظ نظرات ()
    این جانور که تصور می‌شود از دو عصر یخ‌بندان جان سالم به در برده و قدمتی به دوره‌ی قبل از دایناسورها داشته باشد، تا به امروز تنها توسط دو نفر مشاهده شده بود.
    «پیتر وارد» متخصص زیست‌شناسی دانشگاه واشنگتن برای اولین بار این موجود را که Allonautilus scrobiculatus نام دارد در سال ۱۹۸۴ دیده بود.



    این جانور که در خانواده‌ی ناتیلوس‌های (Nautilus) جای می‌گیرد، «فسیل زنده» نام گرفته است. آن‌ها شباهت زیادی به فسیل‌هایی دارند که از ۵۰۰ میلیون سال قبل در اعماق اقیانوس‌ها به جای مانده‌اند.
    «وارد» در خرداد امسال به گینه‌ی نو رفت تا به همراه تیم‌اش بتواند این ناتیلوس را دوباره مشاهده کند. ناتیلوس‌ها در عمق خاصی از آب توانایی زندگی دارند. آن‌ها در فواصل ۵۰۰ تا ۱۳۰۰ متری زیر سطح آب پیدا می‌شوند و اگر به عمق‌هایی بیشتر از ۲۵۰۰ متر شنا کنند، کشته می‌شوند.

    Allonautilus1

    پروفسور دانشگاه واشنگتن می‌گوید که شکار ناتیلوس‌ها آن‌ها را به سمت انقراض کشانده است. «وارد» امیدوار است تا بتواند Allonautilus scrobiculatus را در دیگر نواحی دنیا هم پیدا کند: “این موجود می‌تواند کمیاب‌ترین حیوان دنیا باشد. باید مناطق دیگری که Allonautilus در آن زندگی می‌کند را پیدا کنیم.”
    آخرین ویرایش: جمعه 20 مرداد 1396 06:13 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • A.Arjmand پنجشنبه 19 مرداد 1396 05:28 ب.ظ نظرات ()
    ما انسان‌ها دو جنس زن و مرد داریم. بیشتر گونه‌های جانوری و گیاهی که در اطرافمان می‌بینیم هم از دو جنس نر و ماده هستند. در حقیقت ۹۹ درصد موجودات زنده‌ی پرسلولی روی زمین، دو جنس دارند. وجود دو جنس بدین معنیست که این موجودات تولید مثل جنسی می‌کنند. یعنی برای تولید فرزند، باید دو ماده‌ی جنسی را با هم ترکیب کنند. این درحالیست که خیلی از موجودات دیگر تک جنسی هستند و تولید مثل غیر جنسی می‌کنند. مثلا تنها کاری که باکتری‌ها باید برای تولید مثل بکنند این است که به دو نیم تقسیم شوند. ولی چرا بعضی از موجودات تک‌جنسی هستند و تولید مثل غیر جنسی می‌کنند و چرا بعضی دیگر دو جنس دارند؟


    زندگی موجودات زنده‌ای که دو جنس دارند تماما تحت تاثیر مسئله‌ی جفت‌گیری است.

    چارلز داروین هم حسابی با مسئله‌ی وجود دو جنس و تولید مثل جنسی گیج شده بود. او در سال ۱۸۶۲ نوشت: «ما علت وجود دو جنس را نمی‌دانیم. چرا موجودات زنده‌ی جدید [فرزندان] باید با ترکیب دو ماده‌ی جنسی متولد شوند؟ کل مسئله هنوز در تاریکی کامل است.» زندگی موجودات زنده‌ای که دو جنس دارند، کاملا تحت‌تاثیر مسئله‌ی جفت‌گیری است. «مرغ کریج‌ساز» نر برای تحت تاثیر قرار دادن ماده‌ها سعی می‌کند آشیانه‌های زیبا بسازد. کرم شب‌تاب ماده برای اغوای کرم‌های شب‌تاب نر، دم خود را با روشنایی زیاد به درخشش در می‌آورد. حتی عطر گل‌ها هم برای این است که حشرات جذب شوند و روی آن‌ها بنشینند تا از طریق گرده‌افشانی، گیاهان ماده را بارور کنند. تمام هدف زندگی موجودات زنده‌‌ای که نر و ماده دارند، تولید مثل جنسی است. در تولید مثل جنسی، همه‌ی موجودات زنده تقریبا از روشی ساده و یکسان استفاده می‌کنند. دو عضو از یک گونه، یعنی یک نر و یک ماده، DNA خود را با هم ترکیب می‌کنند تا ژنوم جدیدی بوجود آورند.
    مزیت‌های تکاملی
    پیش از بوجود آمدن تولید مثل جنسی، تولید مثل‌ به صورت غیر جنسی انجام می‌شد. یعنی موجودات زنده، تقسیم سلولی انجام می‌دادند. خیلی ساده، یک جاندار به دو نیم تقسیم می‌شد تا دو جاندار تازه بوجود آید. این مکانسیم ساده‌ی کپی شدن، کاری است که همه‌ی باکتری‌ها، بیشتر گیاهان و حتی بعضی از جانوران انجام می‌دهند. مکانسیم‌های تولید مثل غیر جنسی خیلی بهینه‌ و کم‌هزینه‌تر از تولید مثل جنسی هستند. گونه‌ای که تولید مثل غیر جنسی می‌کند، لازم نیست وقت و انرژی زیادی برای تحت تاثیر قرار دادن جنس مقابل صرف کند. آن‌ها صرفا رشد می‌کنند و به دو نیم تقسیم می‌شوند. این را مقایسه کنید با فرایند خطرناک و پرهزینه‌ی جذب جفت برای تولید مثل جنسی!
    تولید مثل جنسی هزینه‌های دیگری هم دارد؛ یعنی حتما یک تخم باید بارور شود. در ضمن ترکیب کردن دو ژنوم مختلف نیاز به فرایندی کاملا متفاوت از تقسیم شدن صرف دارد. تولید مثل جنسی همچنین بدین معنیست که هر والد تنها نیمی از ژن‌هایش را به فرزند منتقل می‌کند. این درحالیست که در تولید مثل غیر جنسی، والد فرزندانی بوجود می‌آورد که همه‌ی ژن‌هایش را به او منتقل می‌کند و تقریبا فتوکپی خودش هستند. در نگاه اول به نظر می‌رسد تولید مثل غیر جنسی در دنیایی که گفته می‌شود ژن‌ها تماما در تلاش برای تضمین بقای خود هستند، کارآمدتر است.

    پیش از بوجود آمدن تولید مثل جنسی، موجودات زنده با تقسیم شدن تولید مثل می‌کردند. کاری که همه‌ی باکتری‌ها انجام می‌دهند.
    پیش از بوجود آمدن تولید مثل جنسی، موجودات زنده با تقسیم شدن تولید مثل می‌کردند. کاری که همه‌ی باکتری‌ها انجام می‌دهند.

    پس چرا با وجود این همه مزیت در تولید مثل جنسی بسیاری از گونه‌ها راه طولانی و پر مشقت این نوع تولید مثل را پیش می‌گیرند؟ جواب آن تقریبا مشخص است، تولید مثل جنسی دارای بعضی مزیت‌های تکاملی است که بر مضرات آن چیره می‌شود. در سال ۱۸۸۶ یک زیست‌شناس تکاملی آلمانی به نام «آگوست وایزمن» یک ایده‌ی جالب مطرح کرد. او گفت که در تولید مثل جنسی، ژن‌ها ترکیب می‌شوند تا تفاوت‌های فردی زیاد بوجود آیند. تفاوت‌های فردی، تنوع ژنتیکی را می‌سازند که این تنوع به نوبه‌ی خود باعث بوجود آمدن پدیده‌ی انتخاب طبیعی می‌شود. بنابراین تولید مثل جنسی فرصت ترکیب کردن ژن‌های دو فرد در یک گونه را فراهم می‌کند. این بدین معنیست که جمعیت بوجود آمده بر اثر تولید مثل جنسی، می‌تواند نسبت به تنش‌های محیطی واکنش بهتری نشان دهد. در حقیقت تولید مثل جنسی می‌تواند سرعت فرگشت را بالاتر ببرد. پس تولید مثل جنسی مزیت بزرگی برای زندگی در محیطی است که با سرعت زیاد دگرگون می‌شود.

    بعضی از موجودات زنده به طرز جالب و عجیبی می‌توانند بین تولید مثل جنسی و غیر جنسی سوییچ کنند. جانداران تک سلولی باستانی معمولا در تولید مثل غیر جنسی خیلی خوب عمل می‌کنند ولی اگر تنش‌های محیطی زیاد شود، به سراغ تولید مثل جنسی می‌روند. مخمرها، حلزون‌ها، ستاره‌های دریایی و شته‌ها از جمله موجوداتی هستند که می‌توانند این کار را انجام دهند. این موجودات معمولا تولید مثل غیر جنسی را ترجیح می‌دهند و فقط وقتی شرایط محیطی بر آن‌ها سخت می‌آید تولید مثل جنسی می‌کنند. منظورمان از تنش‌های محیطی، اتفاقات مختلفی مثل تغییر در شرایط آب و هوایی یا برخورد شهاب‌سنگ است. زمین اولیه مکان خیلی ناخوشایندی بود و معمولا شرایط آن به سرعت تغییر می‌کرد. احتمالا در چنین شرایطی، موجوداتی که تولید مثل غیر جنسی می‌کردند بر اثر فرایند تکامل و انتخاب طبیعی به موجوداتی تبدیل شدند که تولید مثل جنسی را ترجیح می‌دادند.

    تولید مثل جنسی تنوع ژنتیکی را زیاد می‌کند و این به بقای گونه در شرایط سخت کمک می‌کند.
    تولید مثل جنسی تنوع ژنتیکی را زیاد می‌کند و این به بقای گونه در شرایط سخت کمک می‌کند.

    انتخاب جنسی
    حال یک پرسش بزرگ دیگر باقی می‌ماند. اینکه اساسا چرا در تولید مثل جنسی فقط یک جنس می‌تواند فرزندآوری کند؟ چرا نرها وجود دارند؟ این‌طوری نیمی از جمعیت نمی‌توانند فرزند‌آوری کنند و این یک زیان بزرگ به حساب می‌آید. داروین در پاسخ به این سوال گفت که شاید انتخاب طبیعی، تنها نیرویی نبوده که تولید مثل جنسی را بوجود آورده است. یک چیز دیگر هم وجود داشته که داروین آن را «انتخاب جنسی» می‌نامد. انتخاب جنسی یعنی اینکه یک فرد از یک گونه، خصوصیاتی در جنس مقابل را دوست دارد و طبق آن به سوی جنس مقابل جذب می‌شود. طبق پژوهشی که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، رقابت بین نرها برای بدست آوردن یک یا چند ماده و انتخاب ماده‌ها از بین نرهای رقیب برای بقای گونه کاملا ضروری است. انتخاب جنسی، سلامت جمعیت را تضمین و گونه را در برابر انقراض مصون می‌کند. انتخاب جنسی کاری می‌کند می‌کند که تنوع ژنتیکی در جمعیت حفظ شود. وقتی فردی از یک گونه با هم‌جنس‌هایش رقابت می‌کند، باید دارای خصوصیاتی برتر باشد تا موفق به جذب فردی از جنس مقابل برای تولید مثل شود. بنابراین انتخاب جنسی، فیلتری مهم و تاثیرگذار برای حفظ و بهبود سلامت ژنتیکی جمعیت فراهم می‌کند.

    ولی دقیقا چه زمانی تولید مثل جنسی تکامل یافت و ابتدا چه موجوداتی این کار را انجام دادند؟ تاریخچه‌ی پیدایش تولید مثل جنسی را باید در زمان‌های خیلی دور و تا یک ماهی باستانی به نام Microbrachius dicki دنبال کنیم. فسیل‌های این ماهی که در صخره‌هایی در اسکاتلند پیدا شده، متعلق به ۳۸۵ میلیون سال پیش هستند. Microbrachius یعنی بازوهای کوچک، یعنی اینکه این ماهی دارای بازوهای کوچکی است. دانشمندان به تازگی توانسته‌اند بفهمند که این بازوها برای چه کاری بوده‌اند. در نوک بازوها مکنده‌های کوچکی قرار دارد. آنالیز دقیق فسیل‌ها نشان داد که نسخه‌های ماده‌ی این بازوها دارای صفحات کوچکی بودند که نسخه‌های نر را در سر جا محکم نگه می‌داشته است. این بازوها برای تولید مثل جنسی بوجود آمده بودند. اولین مهره‌دارانی که از طریق لقاح داخلی تولید مثل می‌کردند، همین ماهی‌ها بودند. لقاح داخلی درست همان کاری است که ما انسان‌ها انجام می‌دهیم. آن‌ها همچنین نخستین گونه‌هایی بودند که جنس نر و ماده‌ی آن‌ها از نظر ظاهری متفاوت داشتند. زیست‌شناسان این تفاوت ظاهری را به نام «دودیسی جنسی» می‌شناسند. البته بیشتر ماهی‌های امروزی از طریق آزاد کردن تخم‌ها و اسپرم‌ها به خارج از بدن تولید مثل می‌کنند. پژوهشگران نمی‌دانند چرا M.dicki سامانه‌ی لقاح داخلی داشت. ولی واقعیت این است که این ماهی، راه تولید مثل جنسی به آن شکلی که می‌شناسیم را هموار کرد.


    رقابت بین نرها برای بدست آوردن یک یا چند ماده و انتخاب ماده‌ها از بین نرهای رقیب برای بقای گونه کاملا ضروری است.
    رقابت بین نرها برای بدست آوردن یک یا چند ماده و انتخاب ماده‌ها از بین نرهای رقیب برای بقای گونه کاملا ضروری است.

    برای فهمیدن منشاء واقعی تولید مثل جنسی ما باید باز هم به زمانی دورتر برویم. ما می‌دانیم همه‌ی موجودات زنده‌ای که تولید مثل جنسی می‌کنند از یک جد مشترک ریشه گرفته‌اند. بنابراین می‌توان فسیل‌های پراکنده‌ی یافت شده را آنالیز کرد و فهمید که این اجداد کی و کجا زندگی می‌کرده‌اند. این صخره‌ها که ۱٫۲ میلیارد سال سن دارند، در شمال کانادا هستند و اطلاعات خیلی خوبی درباره‌ی نخستین جانداری که تولید مثل جنسی کرد در اختیار دانشمندان می‌گذارند. در این صخره‌ها فسیل جانداری پرسلولی به نام Bangiomorpha pubescens یافت شد که تولید مثل جنسی می‌کرده است. B. pubescens ماهی یا حیوان نبود بلکه نوعی جلبک قرمز یا جلبک دریایی بود. بنابراین اولین موجودی که تولید مثل جنسی کرد، جلبک دریایی بود. این نشان می‌دهد که هاگ‌ها یا همان سلول‌های جنسی که آن‌ها تولید می‌کردند، در دو شکل نر و ماده بودند. اکنون ما می‌دانیم جلبک قرمز فاقد اسپرمی است که شنا کند. آن‌ها برای انتقال سلول‌های تولید مثلی خود به جریان آب احتیاج داشتند. به نظر می‌رسد این همان کاری است که این موجودات در ۱٫۲ میلیارد سال پیش انجام می‌دادند.

    جلبک قرمز یکی از بزرگترین و قدیمی‌ترین گروه‌های جلبک است و بین ۵۰۰۰ تا ۶۰۰۰ گونه‌ی آبی پرسلولی دارد. گونه‌های آن خیلی متنوع هستند و با این حال طی ۱٫۲ میلیارد سال ظاهر خود را کاملا حفظ کرده‌اند. این قدمت زیاد بدین معنیست که می‌توانیم آن‌ها را فسیل‌های زنده بدانیم. آن‌ها بازماندگان گذشته‌ای دور هستند و به ما یادآوری می‌کنند که از کجا آمده‌ایم. محیط خشن و متغیری که ۱٫۲ میلیارد سال پیش B. pubescebs در آن زندگی می‌کرد باعث شد به توانایی تولید مثل جنسی برسد. «گالن هالورسون» از دانشگاه مک‌گیل در مونترال کانادا می‌گوید: «با در نظر گرفتن اقلیم به نظر می‌رسد فسیل‌های Bangiomorpha pubescens همان زمانی پدیدار شدند که صدها میلیون سال تغییرات محیطی سپری شده بود. ما در این دوره نوسانات زیادی را در چرخه‌های کربن و اکسیژن می‌بینیم که نشان‌دهنده‌ی تغییرات محیطی بزرگ هستند.»

    در این زمان، تولید مثل جنسی برای موفقیت‌های پی در پی و تکامل موجودات زنده‌ی پرسلولی ضروری بوده است. این فسیل‌ها پیشرفت‌های بزرگی را در تکامل حیات نشان می‌دهند. هالورسون می‌افزاید: «اینکه چه ارتباطاتی بین تولید مثل جنسی، پرسلولی بودن، اکسیژن‌زایی و چرخه‌ی جهانی کربن وجود دارد هنوز ناشناخته است. ولی سخت نیست تصور کنیم که این رویدادها ارتباط نزدیکی با هم دارند.» مطالعه‌ی این صخره‌ها برای فهم نوع محیطی که اجازه‌ی بوجود آمدن تولید مثل جنسی را داد و متعاقبا فهم چرایی بوجود آمدن جانداران پرسلولی، نه تنها ما را درباره‌ی گذشته و اینکه از کجا آمده‌ایم آگاه می‌کند، بلکه درک بهتری از حیات روی دیگر سیارات به ما می‌دهد.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 مرداد 1396 05:41 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • A.Arjmand چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:18 ب.ظ نظرات ()
    بعضی از غذا‌ها اصلا برای نگه‌داری در یخچال ساخته نشده‌اند. یکی از این غذاها گوجه است. همان‌طور که مصرف‌کنندگان مدت‌هاست می‌دانند، گذاشتن گوجه در یخچال طعم آن را خراب می‌کند، اما دلایل این موضوع نامعلوم بودند. حالا اطلاعات جدیدی درباره علت این پدیده به دست آمده که می‌تواند مفید باشد. این اطلاعات می‌تواند کمک کند تا انواعی از گوجه را پرورش دهیم که هنگام نگه‌داری در یخچال طعم‌شان را حفظ می‌کنند.

    Related image

    تیمی از دانشگاه فلوریدا به سرپرستی «هری کلی»، بیان بیش از ۲۵۰۰۰ هزار ژن را در دو نوع گوجه مورد مطالعه قرار داد. آنها این ژن‌ها را قبل از گذاشتن گوجه در یخچال و هنگام نگه‌داری آنها در دمای پایین زیر نظر قرار دادند. سپس گوجه‌ها را به دمای اتاق بازگرداندند.

    خنک نگه‌داشتن به یک گیاه استوایی مثل گوجه فشار وارد می‌کند و فعالیت صدها ژن را کاهش می‌دهد. بعضی از این ژن‌ها آنزیم‌هایی را تولید می‌کنند که در طعم شیرین گوجه‌ها نقش دارند. این آنزیم‌ها مسئول ترکیب ماده‌های شیمیایی فراری هستند که طعم گوجه‌ها را شیرین‌تر می‌کنند و به آنها یک رایحه پیچیده‌تر و جذاب می‌دهد.
    پس از انجام آزمایش، بسیاری از این آنزیم‌ها هرگز بازیابی نشدند؛ حتی با قرار دادن گوجه‌ها در دمای اتاق هم این اتفاق نیفتاد. تست طعم این ماده غذایی هم تایید کرد که خنک نگه‌داشتن واقعا طعم آنها را از بین می‌برد.
    بررسی‌های بیشتر نشان داد که خنک کردن گوجه به تغییراتی در دی‌ان‌ای متیلاسیون منجر می‌شود. این تغییرات بر بسیاری از ژن‌ها تاثیر می‌گذارد. متیلاسیون یک مکانیسم رایج است که باعث می‌شود ژن‌ها برای مدت‌های طولانی فعال و غیرفعال شوند. شاید این موضوع علت تاثیرات درازمدت خنک نگه داشتن روی مزه گوجه باشد.
    پرورش دهندگان این گیاه خوراکی، با علم به این نکته شاید بتوانند آنزیم‌های حساس به دما را اصلاح کنند تا مقاوم‌تر شوند؛ یا اینکه گوجه‌هایی را انتخاب کنند که به طور ژنتیکی سرما کمتر روی آنها تاثیر می‌گذارد.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 مرداد 1396 04:19 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 29 1 2 3 4 5 6 7 ...