منوی اصلی
دانستنیهای علمی
از دیروز درس بگیر، در امروز زندگی کن و به فردا امیدوار باش
  • امیررضا اخروی یکشنبه 22 مرداد 1396 01:10 نظرات ()
     دست از هر کاری که دارید بردارید و سعی کنید خودتان را غلغلک بدهید. غیر ممکن است! درست است؟ اما گاهی اوقات با بیان اینکه غلغلک داده می‌شوید، اقدام و لمس یکی از دوستان؛ شما غلغلکتان می‌گیرد و تمام بدنتان به لرزه در می‌آید.ولی چرا نمیتوانید خودتان را با غلغلک بخندانید؟؟؟

    Related image

    بدون شک این موضوع مربوط به مخچه هر انسان می‌شود! پیش از آنکه دلیل این که چرا ما نمی‌توانیم خودمان را غلغلک بدهیم را بررسی کنیم، بگذارید اول ببینیم ماهیت غلغلک چیست؟ و چرا گاهی اوقات باعث به لرزه افتادن بدن ما می‌شود؟
    طبق نظر سارا جین بلک مور، عصب‌شناس دانشگاه لندن در بریتانیا؛ دو قسمت در مغز مسئول پردازش غلغلک هستند. اول (somatosensory cortex) می‌باشد که مسئول شناسایی لمسی است و دوم قشر قدامی (anterior cingulate cortex) که مسئول پردازش این لذت هستند. هر دوی این نواحی برای تحریک سیستم عصبی شما، زمانی که فردی یا چیزی شما را تحریک می‌کند، در هماهنگی با یکدیگر کار می‌کنند.
    در حقیقت دو نوع غلغلک وجود دارد. گارگلیسیس(Gargalesis) یک نوع شدید غلغلک است که باعث خنده و حرکات غیرقابل کنترل بدن می‌شود ولی knisems  مدل دومی است که شما را به آرامی غلغلک می‌دهد و باعث فرار از غلغلک و باعث شانه خالی نمودن از آن می‌گردد. جالب این هست که غلغلک برای اغلب ما احساس خوشایندی نیست اما ما همچنان می‌خندیم. مثل زمانی که بهترین لطیفه دنیا را شنیده باشیم. اما چرا؟ طبق بررسی‌های انجام شده در سال 2013  توسط محققین آلمانی مشخص شد که تحریک قسمتی از مغز به نام Rolandic Operculum هنگام غلغلک یا شنیدن یک موضوع خنده‌دار، باعث خندیدن و احساس لذت می‌گردد (ناحیه‌ای در مغز که مسئول واکنش‌های عاطفی و شنیداری است).
    شاید بتوان گفت که اجداد و نیاکان ما از غلغلک به عنوان ابزاری دفاعی استفاده نموده و هنگام شکست به فرد غالب نشان داده‌اند که غلغلکشان می‌آید و از کشته شدنشان جلوگیری می‌کرده‌اند.
    حال که با جنبه فیزیولوژی غلغلک آشنا شدیم، پس چرا قادر به غلغلک دادن خود نیستیم؟ دلیل موضوع این است که مخچه ما با توجه به اینکه  از موضوع خبر دارد به اصطلاح ضد حمله غلغلک را پیشتر اجرا نموده و شما با غلغلک دادن خود از موضوع رهایی پیدا می‌کنید.
    بلک مور به نشریه ساینتفیک امریکن چنین گفت: “مطالعات ما در دانشگاه لندن نشان داد که مخچه قادر است محرک غلغلک خودی را از غیرخودی تشخیص دهد. در اصل زمانی که خود را غلغلک می‌دهید؛ احساس درونی، موضوع را پیش‌بینی کرده و این پیش‌گویی در جهت خنثی نمودن غلغلک به کار می‌رود.” به عبارت دیگر، مخچه شما که به مانیتورینگ حرکات فیزیکی شما می‌پردازد، از حرکت دست شما یا (پری که برای این منظور بر می دارید) آگاه است. به همین دلیل حس موضوع از پیش خنثی می‌گردد و به عنوان عاملی تهدیدکننده به حساب نمی‌آید.
    علی رغم اینکه غلغلک یک بدشانسی به نظر می‌آید، اما چنانچه بین زمان حرکت غلغلک دهنده و احساس آن یک وقفه ایجاد کنید قادر خواهید بود بطور کلی بر موضوع فائق آیید. به منظور تکمیل موضوع، شما به یک روبات نیاز دارید که حرکت شما را به تاخیر اندازد.
    بلک مور به نشریه امریکن ساینتیس گفت: “مطالعات بیشتر در این خصوص با استفاده از روبات‌ها نشان می‌دهد که وجود یک تاخیرانداز کوچک بین حرکت دست شما و حس غلغلک شما ممکن است به شما احساس غلغلک بدهد. در واقع هر چه تاخیر بیشتر باشد، احساس غلغلک بیشتر خواهید داشت. بنابراین این امکان وجود داردکه بتوانید خودتان را غلغلک بدهید، در صورتی که از دو روبات بتوانید استفاده کنید! اینجاست که نقش فعال مخچه شما در موضوع پیش‌بینی غلغلک بسیار مبرهن می‌گردد .
    آخرین ویرایش: جمعه 12 آبان 1396 13:35
    ارسال دیدگاه
  • مرکزی ترین قسمت خورشید همواره از چشمان ما مخفی بوده است و این مخفی کاری تاکنون اسرار زیادی را از چشمان ما پنهان نگه داشته است. اما برای اولین بار دانشمندان قادر به اندازه گیری سرعت چرخش هسته خورشید شدند و نشان دادند نه تنها هسته خورشید با سرعتی یکسان با سطح خورشید گردش نمی کند بلکه تقریبا ۴ برابر سریعتر است.

    Image result for sun

    محققان همواره این امکان را در نظر داشتند که ممکن است سرعت گردش هسته خورشید با قسمتهای خارجی تر آن همگام نباشد اما تاکنون راهی برای حل این معما وجود نداشت و بسیاری فرض می کردند کل خورشید به مانند یک جسم واحد و منسجم در گردش است. اما داده ها از تلسکوپ خورشیدی سوهو منجر به کشف اولین شواهد از امواج فرکانس پائین جاذبه ای در سیال خورشیدی گردید (با امواج گرانشی که در فضا با سرعت نور منتشر می شود اشتباه گرفته نشود.) که نکته ای کلیدی در اندازه گیری سرعت چرخش خورشید است.

    به گفته یکی از محققان: «ما برای ۴۰ سال در جستجوی این امواج گریزان بودیم اما نتایج تلاش های گذشته هیچگاه قطعی نبود و در نهایت ما موفق شدیم با قطعیت از این راز پرده برداری کنیم.» تاکنون دانشمندان قادر به اندازه گیری امواجی با فرکانس بالاتر به نام امواج فشاری یا امواج اولیه بودند. این امواج که از میان لایه های بالایی خورشید می گذرد به راحتی در سطح خورشید تشخیص داده می شود. در مقابل امواج فرکانس پائین عمیقا در قلب خورشید نوسان کرده و در حالی که حاوی اطلاعات ارزشمندی از رفتار هسته خورشید هستند، هیچ نشانۀ آشکاری از آنها در سطح خورشید وجود ندارد.

    نوسانات خورشیدی مطالعه شدۀ قبلی همگی امواج صوتی فرکانس بالا بودند اما آنجا باید امواج جاذبه ای همانند امواج دریا با حرکاتی به صورت بالا و پائین و افقی، وجود داشته باشد. به وسیله داده های ارزشمند کاوشگر فضایی سوهو در ۱۶ سال اخیر محققان نشان دادند که هسته خورشید یک گردش کامل را در مدت یک هفته انجام می دهد که تقریبا ۴ برابر سرعت گردش سطح خورشید است که در نواحی استوائی هر ۲۵ روز یکبار و در مناطق قطبی هر ۳۵ روز یکبار به دور خود گردش می کند. این به طور حتم یکی از بزرگترین کشفیات سوهو در دهه اخیر است.
    بهترین حدس محققان برای توضیح این عدم هماهنگی در سرعت گردش به روزهای پیدایش خورشید بر می گردد. ایده این است که تشعشعات و بادهای خورشیدی قادر به کند کردن سرعت گردش قسمتهای سطحی خورشید در طول زمان می باشند اما روی گردش قسمتهای داخلی تر بی تاثیر بوده و سرعت گردش هسته کماکان ثابت باقی می ماند. توضیح شایع این است که گردش هسته از دوران شکل گیری خورشید یعنی چیزی حدود ۴/۶ میلیارد سال پیش تاکنون ثابت باقی مانده است و این شگفت انگیز است که فکر کنیم اثری باستانی در خورشید را مربوط به زمان شکل گیری اش کشف کرده ایم. به هر حال این کشف بزرگی برای ستاره شناسان است و حالا در نهایت پس از شناسایی این امواج به دنبال سال ها تلاش برای کشف شان محققان می گویند این تازه شروع کار است. واقعا اتفاق ویژه ای است که بتوانیم نگاهی به قلب خورشید خودمان داشته باشیم تا اولین اندازه گیری غیر مستقیم از سرعت گردش آن را انجام دهیم، اما اگر چه این تحقیق که به اندازه ی یک دهه طول کشیده بود سرانجام به پایان رسید ، پنجرۀ جدیدی به سوی فیزیک خورشیدی گشوده شده است.
    آخرین ویرایش: جمعه 12 آبان 1396 13:40
    ارسال دیدگاه
  • امیررضا اخروی چهارشنبه 11 مرداد 1396 00:17 نظرات ()
     خطاهای دید فقط برای سردرد و تاری دید خوب نیستند. محققان دانشگاه گلاسکو و دانشگاه یورک در انگلیس تحقیقی را انجام داده اند که نشان می دهد قرارگیری در معرض یک خطای دید خاص توانایی افراد برای خواندن متون کوچک را بالا می برد.

    Image result for Visual perception

    نویسنده مطالعه، مارتین لیگز از دانشگاه گلاسکو گفت: «کشف کردیم که حدتبینایی– توانایی دیدن جزئیات دقیق – با خطایی که « گسترش اثر بعدی حرکت» نامیده می شود بهبود پیدا می کند – درحالی که با هجی کردن آن، بینندگان می توانند حروفی که خیلی کوچک هستند را بخوانند.» برای بررسی تأثیر خطای دید، محققان حدت بینایی ۷۴ شرکت کننده را با استفاده از چارت لاگ مار(logMAR) آزمایش کردند؛ این نمودار در واقع یک نمودار چشمی کلاسیک است که در اتاق چشم پزشکی مشاهده می کنید و در آنجا حروف در هر ردیف کوچکتر می شوند.
    این تیم سپس یک تصویر خطای دید را به آنها نشان دادند که به مدت ۳۰ ثانیه یا در جهت عقربه های ساعت یا برخلاف آن می چرخید و مدت کوتاهی پس از آن یک تست حدت بینایی دیگر از آنها گرفته شد. کسانی که مارپیچ چرخشی در جهت عقربه های ساعت را تماشا کردند (این احساس را می دهد که تصاویر به سمت شما در حال حرکتند) برای مدت زمان کوتاهی حدت بینایی شان بهتر شد، یعنی پس از مشاهدۀ مارپیچ در جهت عقربه ساعت میتوانستند حروف کوچکتر را ببینند. برای کسانی که مارپیچ در خلاف جهت عقربه های ساعت را دیدند، عکس این قضیه صدق می کند.
    راب جنکینز از دانشگاه یورک افزود: « از ثبات این اثر نسبتأ تحت تأثیر قرار گرفتیم. مهم نیست چگونه آن را تجزیه می کنیم – بر اساس اندازۀ حرف، بر اساس جایگاه حرف – عملکرد تقویت می شود. و یک همبستگی با توانایی اولیه وجود داشت: هرچه کار برای مردم سختتر بود، خطا بیشتر به آنها کمک کرد.» هر چند، این اثرات کوتاه مدت بودند و دید فورأ به حالت نسبتأ نرمال بازگشت.
    بنابراین چه چیزی می تواند این پدیدۀ عجیب و غریب را توضیح دهد؟ در بخش نتیجۀ مطالعه، محققان نوشتند: « توضیح احتمالی این است که “گسترش اثر بعدی حرکت” نمایش عصبی را تغییر ندهد اما «بازخوانی» یا بازشناسی حروف را تسهیل بخشید. اگرچه این آزمایش کمی خنده دار به نظر می رسد، اما در واقع حقایق عمیق تری را نشان می دهد. درحالیک ه خیلی ها تصور می کنند که حدت بینایی تنها با شکل فیزیکی و شرایط چشم دیکته می شود، این مطالعه حاکی از آن است که بینایی تحت تأثیر فرآیندهای ادراکی در مغز نیز قرار می گیرد.

    آخرین ویرایش: جمعه 12 آبان 1396 13:41
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4