قلمرو علوم تجربى :
یکشنبه 12 بهمن 1393 ساعت 13:28 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
قلمرو علوم تجربى :
Image result for science

قلمرو علوم تجربی:
در مورد قلمرو علوم تجربى دو بحث مطرح است. یکى در باب مفاهیم یا تصورات و دیگرى در باب گزاره‏ها یا تصدیقات. الف. سؤال اساسى در بخش نخست این است که کدام نوع از مفاهیم، حق ورود به قلمرو علم را دارند و چه مفاهیمى را نباید در علم راه داد. علوم تجربى نوعا مشتمل بر دو نوع از مفاهیم هستند: مفاهیم تجربى که مصداق آنها مستقیما قابل مشاهده است و مفاهیم نظرى که مصداق آنها محسوس نیست. دیدگاه نخست که در مجموع، دیدگاه متداول بین صاحب نظران است‏با پذیرش این تقسیم ، استفاده از هر دو نوع را در علوم تجربى تجویز مى ‏کند. در مقابل، دیدگاه پوزیتویستهاى منطقى و قائلان به اصالت عمل قرار دارد. پوزیتویستهاى منطقى به ویژه وابستگان حلقه وین، مخالف ورود مفاهیم نظرى به قلمرو علم بودند. « پوزیتویستهاى متقدم فقط آن تصورات ( یا مفاهیم یا معانى ( را علمى یا مجاز مى‏شمردند که به قول خودشان متخذ از تجربه باشد. بر حسب نظر آنان ، اینگونه تصورات ، منطقا به اجزاء سازنده دریافتهاى حسى از قبیل محسوسات بالذات ( یا داده‏هاى حسى ) ، انطباعات ، مدرکات و خاطرات سمعى و بصرى تحویل پذیرند ». مثلا راسل مى ‏گفت : «تا امواج نور را تابع و زاده رنگ و دیگر داده‏هاى حسى نگیریم، نمى ‏توانیم علم فیزیک را به نحو صحیح ، مبتنى بر داده‏هاى تجربى بشماریم‏ ». دیدگاه اصالت عمل یا اصالت اندازه‏گیرى توسط بریجمن در کتاب منطق فیزیک جدید ارائه شد. بر طبق این دیدگاه حتى مفاهیم تجربه ‏اى که بر حسب کمیت، قابل تعریف نیستند ( که این دیدگاه در این حالت ، آنها را مفاهیم نظرى به حساب مى ‏آورد ) باید از قلمرو علم خارج شوند. مثلا استفاده از مفهوم دما در علم تجربى ، فقط در صورتى مجاز است که آن را بر حسب درجات دماسنج تعریف کنیم. « اصالت عمل، برنامه‏اى است در جهت ربط دادن تمامى مفاهیم علمى به شیوه‏هاى آزمایشى و نیز پالایش علم از مفاهیمى که قابل تعریف عملى نیستند. » این دیدگاه به سرعت مورد اعتراض واقع شد و خود بریجمن بعدها از آن عدول کرد و ارتباط غیر مستقیم یک مفهوم با کارهاى ابزارى را کافى دانست. از اشکالات عمده‏اى که بر هر دو دیدگاه مذکور وارد است، آن است که تاثیر مفاهیم نظرى بر پیشرفت علوم را نادیده گرفته‏اند. «فرانک رامزى و بریث ویت‏به تفصیل و به مدد نمونه‏ هاى مصنوعى، و دیگران به نحوى کلى ‏تر برهان آورده‏اند که اگر بتوان همه جا به جاى تصورات تئوریک، تعاریفى مشتمل بر اوصاف مشاهده ‏پذیر نشاند، در آن صورت، تئوریها قابلیت رشد و تکامل خود را از دست داده لذا بى ‏ثمر خواهند شد. انتظارى که از تئوریها مى ‏رود این است که فراگیر و پیش‏بینى‏ کننده باشند و لذا بدون دچار شدن به تحولى گوهرى در معنا، مشاهدات عدیده و نامعین بسیار را در خود هضم و جذب کنند. تعاریف مصرح جایى براى این هضم و جذب باقى نمى‏گذارند و دایره مشاهداتى را که بالقوه بى‏ پایان و على الاغلب نامکشوف اند، بالتمام فرا نمى‏ گیرند». لازم است در این قسمت‏ به بحث‏شان معرفتى مفاهیم نظرى که گاهى از آن با عنوان شان معرفتى نظریه ‏ها یاد مى‏ شود اشاره‏اى کنیم. سؤال این است که با فرض پذیرش مفاهیم نظرى در قلمرو علم باید چه جایگاهى براى آنها به لحاظ معرفتى قائل شد. آیا مى ‏توان این مفاهیم را حاکى از امورى واقعى دانست‏یا نه؟ در این ارتباط، دو نظر عمده مطرح شده است : ۱. واقع‏انگارى یا رئالیسم : «مفاد و لب رئالیزم نظرى این‏است که هویات فرضى ( که نظریه ‏ها مخبر و حاکى از آنها هستند ) به همان معنا و به همان اندازه واقعیت دارند که هویات تجربى (که قوانین کلى و قضایاى شخصیه حسى، مخبر از آنها هستند) ... اگر نظریه هندسى نور، نور را جویبارى از فوتون‏ها مى ‏داند; یعنى ذراتى ریز در فضایى تهى و در حرکت مستقیم، لا جرم نور، جز آن چیزى نیست و فوتون‏ها اشیایى هستند خارجى که آن نظریه مشیر به آنها و مخبر از آنها است. فوتون و سایه به یک اندازه واقعیت دارند با این تفاوت که از یکى از آنها، فرضیه‏ اى بلند مرتبه حکایت مى‏کند و از دیگرى، مشاهدات روزانه ما». البته افراطهایى نیز صورت گرفته است. بعضى از متفکران مثل ادینگتون در این جهت تا آنجا پیش رفته‏ اند که ساختارهاى بنیادین و نیروها و فرایندهایى را که در نظریه‏ هاى معتبر، فرض شده‏اند، تنها اجزاء واقعى جهان شمرده‏اند، ولى اشکالى که به این نظر وارد است آن است که از توضیح و تبیین پدیده‏ها که کار اصلى دانشمندان است، نفى پدیده‏ها را نتیجه گرفته است. «در تبیین نظرى نه قصد بر این است که وجود واقعى اشیاء و رویدادهایى که تجربه روزمره به آنها تعلق مى ‏گیرد، نفى شود و نه چنین نتیجه‏اى از آن به دست مى
آید.


برچسب‌ها: علوم تجربی , علوم , علم ,

فلسفه آموزش علوم تجربی
یکشنبه 12 بهمن 1393 ساعت 13:18 | نوشته ‌شده به دست A.Arjmand | ( نظرات )
فلسفه آموزش علوم تجربی :

Image result for science clipart
در چند دهه اخیر، هیچ یک از موضوع‌های درسی در سطح جهانی، به اندازه دروس علوم تجربی دچار تغییر و تحول نشده است. گر چه محتوای درسی علوم تجربی به خودی خود به دلیل پیشرفت فزاینده علم و دانش بشری، روز به روز جدیدتر و فربه‌تر می‌شوند، ولی این تغییر تنها از جنبه محتوایی، آموزش علوم را در بر نمی‌گیرد. ویژگیهای عصر کنونی ایجاب می‌كند تا برنامه‌های آموزشی علوم تجربی  به نحوی ساماندهی گردند كه با بهره‌گیری از آنها همة تواناییهای شناختی و شخصیتی دانش‌آموزان رشد کرده و فراگیران با برخورداری از مزایای علوم و فناوری، توانمندیهای لازم برای رویارویی با تحولات جدید را کسب نمایند.
برای تدوین یك كتاب درسی و یا كمك درسی باید به فلسفه و اهداف مورد نظر در برنامه درسی آن توجه شده و روشها، رویكردها و راهبردهای آموزشی را با بهره‌مندی از نظریه‌های علوم تربیتی مدّ نظر قرار داد.
آموزش علوم تجربی:
مهمترین و شاخص ترین فلسفه آموزش علوم تجربی در ایران و سایر كشورهای توسعه یافته، ارتقای سطح «سواد علمی» است. سواد علمی دارای گستردگی وسیعی است؛ اما می‌توان ویژگیهای آن را در چند جمله به شرح زیر بیان كرد:
یك شخص دارای سواد علمی باید ویژگیهای زیر را داشته باشد:
  • با مفاهیم علمی پایه آشنا باشد.
  • مهارت‌های لازم برای فرایندهای علمی (روش علمی) را كسب كرده باشد.
  • رابطه بین علم و فناوری و جایگاه اخلاق و ارزشها در علم را بداند.
  • با ماهیت علم آشنا باشد.
  • دارای نگرش علمی بوده و نسبت به حل مسائل در زندگی روزمره از طریق روش علمی، نگرش مثبتی داشته باشد.
برای بررسی دقیق‌تر جزئیات سواد علمی، باید نگاه دقیقتری به آن داشت. در آموزش علوم تجربی تنها آشنا شدن با موضوعات علمی و درك و فهم آنها مورد نظر نیست؛ بلكه علاوه بر كسب دانش، باید روش علمی یعنی كاوشگری علمی، تفسیر علمی پدیده‌ها، استفاده از مهارت‌های علمی و نیز داشتن نگرش علمی را كه تداعی كننده شیوه فعالیت دانشمندان و شهروندان سطوح بالاتر جامعه هستند، را نیز در نظر گرفت.
در بررسی دقیق‌تر مؤلفه‌های سواد علمی، می‌توان به هفت بعد مختلف سواد علمی اشاره كرد كه عبارتند از:
  • آشنایی با ماهیت علم
  • آشنایی با مفاهیم كلیدی علم
  • آشنایی با فرایندهای علمی
  • آشنایی با رابطه بین علم- فناوری- جامعه و محیط زیست
  • آشنایی با مهارت‌های علمی و فنی
  • آشنایی با ارزشهای ناشی از علم
  • كسب نگرشها و علاقمندیهای مرتبط با علم
هر كدام از ابعاد ذكر شده دارای متغییرهایی هستند كه در اینجا به هر كدام از آنها اشاره می‌گردد. لازم به ذكر است كه در تالیف كتابهای درسی، باید متغییرهای ذكر را در محتوای آموزشی (شامل متن اصلی، حاشیه‌ها، فعالیت‌ها، تمرینات و ...) و نیز فعالیت‌های رسمی و غیر رسمی آموزشی در محیط مدرسه و یا خارج از آن از جمله انجام آزمایش، گردش علمی، انجام پروژه، ارایه سمینار و ... در نظر گرفت.



 
نویسندگان
نظر سنجی
مطالب در این وبلاگ به چه صورتی قرار بگیرد؟



دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :